آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٩٥ - نسبت قذف با كفر مادر
و رواه الكليني عن الحسين بن محمّد، عن معلّى بن محمّد، عن الوشّاء، عن أبان، و رواه الشيخ بإسناده عن محمّد بن يعقوب مثله. [١]
فقه الحديث: سند اين روايت به طريق شيخ طوسى رحمه الله مشتمل بر بنان بن محمّد و موسى بن القاسم است كه هيچكدام توثيق ندارند. [٢] امام عليه السلام فرمود: زن يهودى و نصرانى كه زوجهى مرد مسلمانى باشند، اگر پسر اين زن- طبيعى است كه پسر در اين صورت مسلمان است؛ چرا كه فرزند تابع اشرف الأبوين است.- مقذوف شد، قاذف بايد تازيانه بخورد؛ زيرا، مسلمان او را تحصين كرده است. يعنى شوهر مسلمانش نمىگذارد منحرف و مرتكب زنا شود؛ در حقيقت، اسلام به او مصونيّتى داده، و او در زير پرچم اسلام قرار گرفته است.
مرحوم صاحب وسائل اين روايت را از كلينى رحمه الله نيز نقل مىكند؛ و ظاهر نقل وسائل، عدم فرق بين نقل شيخ طوسى و كلينى رحمهما الله مىباشد. طريق مرحوم كلينى نيز طريقى غير صحيح و ضعيف است.
صاحب جواهر رحمه الله پس از نقل روايت به طريق شيخ طوسى رحمه الله مىفرمايد: در كتاب كافى دارد: «ويضرب القاذف حدّاً». [٣] امام راحل رحمه الله نيز در متن مسأله مىفرمايد: «ففي رواية يضرب القاذف حدّاً» شايد نظر ايشان به كلام صاحب جواهر رحمه الله و يا متن كافى بوده است. در كافى چنين آمده:
عن أبي عبداللَّه عليه السلام قال: النصرانية واليهودية تكون تحت المسلم فتجلد، فيقذف ابنها، قال: تضرب حدّاً لأنّ المسلم حصّنها. [٤]
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٥٠، باب ١٧ از ابواب حدّ قذف، ح ٦.
[٢]. در كتاب تفصيل الشريعة نوشتهاند: «لا إشكال فى قصور السند على كلا الطريقين وعدم ثبوت الجابر له» و در اين جا نيزبه ضعف سند تصريح مىكنند؛ ولى بر مبناى ايشان در ثقه دانستن راويان كامل الزيارات هر دو طريق معتبر است؛ زيرا، موسى بن القاسم بجلّى را شيخ و نجاشى توثيق كردهاند و بنان بن محمّد همان عبد اللَّه بن محمّد بن عيسى است كه در كامل الزيارات از او روايت كرده و از معلّى بن محمّد نيز در كتاب مذكور روايت شده و مرحوم خوئى نيز به همين جهت او را توثيق كرده است.
[٣]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤١٩.
[٤]. الكافى، ج ٧، ص ٢٠٩، ح ٢١.