آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٨٨ - فرع دوّم طريق اثبات لواط
امام صادق عليه السلام جريانى را كه زمان امير مؤمنان عليه السلام اتّفاق افتاده بود، نقل مىكنند- بعضى از روايات كه ائمّه عليهم السلام حوادث گذشته را نقل مىكنند، براى قصّهگويى نيست؛ بلكه نوعى بيان حكم و شيوهاى از راههاى افادهى حكم است-. امام عليه السلام فرمود: هنگامى كه امير مؤمنان عليه السلام با جماعتى از اصحاب و ياران نشسته بودند، مردى وارد شد و گفت: «بر غلامى ايقاب كردم- به «أوقبت» تعبير مىكند؛ و امام عليه السلام از او نمىپرسد به چه صورتى بوده، آيا تمام حشفه يا مقدارى از آن. اين روايت دليل است بر اين كه مسمّاى ايقاب كافى است؛ وگرنه امام عليه السلام نحوهى ايقاب را مىپرسيد.- مرا تطهير كن.
امير مؤمنان عليه السلام به او فرمودند: شايد خيالاتى شدهاى، و اين اقرار از تو سر مىزند؛- مثل اين كه امام عليه السلام درصدد منحرف كردن او از موضوع است- برو دنبال كارت و به خانهات برگرد. فردا دوباره نزد امام عليه السلام آمده، همان مطالب ردّ و بدل شد، تا مرتبهى چهارم كه اقرار كرد، امام عليه السلام به او فرمود: اى فلانى! رسول خدا دربارهى چنين عملى سه حكم فرمود، هر كدام را خواستى اختيار كن. پرسيد كداماند؟
امام عليه السلام فرمود: شمشيرى به گردنت بزنم به هر كجا منتهى شد، يا تو را «اهداب»- در برخى از نسخ «اهداء» و در نسخهاى از كتاب وافى و جواهر «دهداه» به معناى دحراج و غلطانيدن آمده است-؛ مقصود اين است كه تو را به بالاى كوهى ببرند و دست و پايت را ببندند و به طرف پايين بغلطانند، و يا زنده زنده در آتش تو را بسوزانيم.
گفت: كدام يك از اين سه حكم سختتر و مشكلتر است، تا من آن را انتخاب كنم؟
امام عليه السلام فرمود: احراق به آتش. امام عليه السلام فرمود: اسباب آن را مهيّا كن. آنگاه دو ركعت نماز خواند و پس از نماز گفت: خدايا تو مىدانى چه گناهى مرتكب شدهام؛ من از عقوبتش مىترسم، به نزد وصىّ رسولاللَّه و پسرعموى او آمدم و از او خواستم مرا تطهير كند. او مرا، بين سه عقوبت مخيّر كرد و من سختترين آنها را انتخاب كردم. خدايا از تو مىخواهم آن را كفّارهى گناهم قرار دهى و مرا به آتش آخرت نسوزانى.
آن مرد با ديدهى گريان برخاست، و در گودالى كه امير مؤمنان حفر كرده بود، وارد شد؛ در حالى كه با چشم خود زبانه كشيدن آتش را مىديد. امير مؤمنان عليه السلام و اصحاب گريان