آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤١٨ - كيفيّت استدلال به روايت
نقل روايت اضطراب پيدا مىكند. در اينجا وظيفه چيست؟
از طرفى مرحوم كلينى را مىبينيم كه به ضبط و اتقان معروف است؛ به خصوص با توجّه به اين كه فقط در فنّ حديث مهارت داشته و تمام عمر و هست و نيست خود را در تأليف كتاب كافى گذاشت. طبعاً در نقل روايات دقّت بيشترى به خرج مىداده است؛ امّا شيخ طوسى رحمه الله انسانى ذوفنون بوده كه در تمام فنون اسلامى مانند فقه، اصول، روايت، تفسير، عقايد و رجال، صاحب تأليف بوده است؛ و اين كاشف از آن است كه مرحوم شيخ به علّت كثرت اشتغال، نمىتوانسته دقّت زيادى در ضبط احاديث داشته باشد؛ لذا، به نظر ما هم نقل كافى اضبط از نقل شيخ طوسى رحمه الله است. ليكن در اين مقام، امر دائر بين زياده و نقيصه است؛ يعنى نمىدانيم در كافى كلمهى «خمر» از قلم افتاده يا به نقل تهذيب اضافه شده است؟ در اينگونه موارد، اصلِ عدم زياده بر اصلِ عدم نقيصه اولويّت دارد.
زيرا، طبع قضيّه اقتضا مىكند در مقام نقل، كلماتى ساقط شود، ولى اضافه كردن الفاظ، كمتر اتّفاق مىافتد.
از اينرو، گفتهاند: نقل تهذيب در اين حديث مقدّم بر نقل كافى است؛ ليكن صاحب وسائل رحمه الله اين روايت را همانگونه از تهذيب نقل مىكند كه از كافى نقل كرده است؛ زيرا، ذيل نقل كافى مىفرمايد: «ورواه الشيخ بإسناده عن أحمد بن محمّد». [١] بنابراين، نمىتوان جزم پيدا كرد كه كلمهى «خمر» در روايت تهذيب آمده است. نسخههاى تهذيب مختلف بوده و بعضى مشتمل بر اين كلمه است.
كيفيّت استدلال به روايت
اگر روايت فاقد اين كلمه باشد، مقدارى كه دليل بر عصير عنبى پيدا كردهايم، فقط حرمت شرب آن است؛ امّا دليلى بر ثبوت حدّ در باب عصير عنبى نداريم.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٧، ص ٢٣٤، باب ٧ از ابواب اشربهى محرّمه، ح ٤.