آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٥٢ - حكم سبّ پيامبران
بداند، هرچند به حسب واقع مسلمان هم نباشد.- و كافرى كه معتقد به نبوّت و امامت نمىباشد، فرق نيست. روايتى در كتابهاى اهل سنّت از ابنعباس در اين مورد رسيده است:
عن عليّ عليه السلام: «إنّ يهودية كانت تشتم النبيّ صلى الله عليه و آله وتقع فيه فخنقها رجل حتّى ماتت، فأبطل رسول اللَّه صلى الله عليه و آله دمها». [١]
فقه الحديث: زنى يهودى مرتّب به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ناسزا مىگفت و حرفهاى ناشايست راجع به پيامبر صلى الله عليه و آله مىزد. مرد مسلمانى گلويش را فشار داد، تا مُرد. جريان را به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفتند، آن حضرت خون آن زن را باطل اعلام كرد و فرمود: اثرى بر اين قتل نيست؛ خونش مباح و هدر است.
رواياتى كه در باب سابّ النبى بود، عموميّت داشت و مقيّد به دشنامدهنده مسلمان نبود. نكتهاش اين است كه فردى كه بنيانگذار دينى است كه از سوى خداوند به عنوان بزرگترين اديان معرّفى شده، نبايد كسى دربارهى او حرف زشت بزند. اگر در برابر ناسزاى يهودى و غير او سكوت كنيم، از ارزش و منزلتش كاسته مىشود. لذا، وظيفه اين است كه نسبت به بنيانگذار دينى كه تا قيامت جاويدان است، به گونهاى عمل شود كه كسى جرئت پيدا نكند در حضور مسلمانها به آن حضرت جسارت كند. از اينرو، علاوه بر اطلاق و عموم روايات، حكمت حكم نيز همين اقتضا را دارد.
حكم سبّ پيامبران
صاحب مسالك رحمه الله فرموده است: يكى از ضروريات دين اسلام، تعظيم انبياى گذشته است؛ و هر كسى با كتاب و سنّت و اسلام آشنا باشد، اين مطلب را مىفهمد. لذا، اگر كسى به آنان دشنام داد، مرتدّ مىشود؛ زيرا، منكر ضرورى اسلام گشته، و قتل مرتدّ واجب است. [٢]
صاحب جواهر رحمه الله [٣] و ديگران به عنوان اعتراض گفتهاند: اگر از راه ارتداد وارد شويم، مرتدّ در همه حال كشته نمىشود؛ بلكه بين مرتدّ ملّى و فطرى فرق است؛ در حالى كه ما
[١]. سنن نسايى، ج ٧، ص ١٠٨.
[٢]. مسالك الافهام، ج ١٤، ص ٤٣٥.
[٣]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٣٦.