آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٤ - فرع اوّل اثر غيبت شهود در حدّ
فلمّا ضرب النّاس واختلطوا أرسلاني وفرّا ولو كانوا صادقين لم يرسلاني، فقال أمير المؤمنين عليه السلام: من يدلّني على هذين أنكلهما. [١]
فقه الحديث: روايت، بين حسن و صحيح مردّد است. امام باقر عليه السلام در اين روايت مىفرمايد: دو مرد، شخصى را نزد اميرمؤمنان عليه السلام آورده و گفتند: زرهى را دزديده و به سرقت او شهادت دادند- در باب سرقت، دو شاهد كافى است- زمانى كه اميرمؤمنان عليه السلام دربارهى شهود فكر و مطالعه مىكردند، مرد متهمّ به دست و پا افتاده، قسم مىداد و مرتّب مىگفت: به خدا قسم، اگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حاضر بود، دستم را قطع نمىكرد.
امام عليه السلام از او پرسيد: چرا؟ گفت: خداوند به او حقيقت را مىگفت و مىفهميد من برى هستم و او نيز مرا تبرئه مىكرد. امام عليه السلام هنگامى كه حالت او را مشاهده كرد، به آن دو شاهد فرمود: از خدا بپرهيزيد، مبادا دست اين مرد را با ظلم و كذب قطع كنيد و آنان را قسم داد. آنگاه فرمود: حال كه مسأله اينگونه است و شما روى شهادتتان اصرار داريد، پس خودتان حدّ را اجرا كنيد؛ يكى دستش را بگيرد و ديگرى مباشر قطع آن شود.
مرحوم شيخ طوسى ادامهى روايت را در عقاب تهذيب آورده است؛ به اين صورت كه:
وقتى آن دو نفر به سوى محل قطع دست حركت كردند، جمعيّت ازدحام كرده و اين دو نفر در ميان جمعيت متهمّ را رها كرده و داخل مردم شدند؛ زمينهى فرارشان مهيّا شده و آنان فرار كردند.
مرد متهمّ نزد اميرمؤمنان عليه السلام بازگشته، گفت: اى اميرمؤمنان عليه السلام آن دو نفر عليه من از روى ظلم و ستم شهادت دادند؛ هنگامى كه جمعيّت به هم خورد و ازدحام پيش آمد، مرا رها كرده، فرار كردند؛ واگر در شهادتشان راستگو بودند، فرار را بر قرار ترجيح نداده و حدّ را دربارهى من اجرا مىكردند.
امام عليه السلام فرمود: اگر كسى آنان را به من تحويل دهد، آنها را عقوبت كرده و به كيفر مىرسانم تا بر ضدّ مسلمانى به دروغ شهادت ندهند.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٤٥، باب ٣٣ از ابواب مقدّمات الحدود، ح ٢؛ كافى، ج ٧، ص ٢٦٤، ح ٢٣؛ تهذيب، ج ٦، ص ٣١٨، ح ٨٣.