آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٩٨ - حكم همخوابگى دو زن مجرّد
اگر پس از نهى و ارشاد، باز اين جريان محقّق گشت، به هر كدام حدّ مىزنند.
اين روايت، تنها روايتى است كه مفادش با سه دسته روايات قبل مخالفت دارد. زيرا، آنها دلالت داشت در وهلهى اوّل و مرتبهى اوّل تازيانه زده مىشود؛ امّا بنا بر اين روايت، در مرحلهى اوّل فقط ارشاد است و تازيانهاى نيست. در اينجا بايد به دو نكته توجّه كرد.
نكتهى اوّل: روايت عباد بصرى [١] مربوط به دو مرد است و ربطى به اين بحث ندارد.
نكته ٢: رواياتى كه تعزير را نود و نه تازيانه مىگفت، به بحث ما ربطى ندارد؛ بلكه مربوط به دو مرد يا مرد و زن است. [٢] در نتيجه، روايتى كه در اين مقام- (اجتماع دو زن زير يك ازار)- تعزير را نود و نه تازيانه معيّن كرده باشد، نداريم.
كيفيّت جمع بين روايات
بر روايت سليمان بن هلال به سبب ضعف سند و نبودن شهرتى كه ضعف سند را جبران كند، در بحث گذشته ترتيب اثر نداده و آن را كنار گذاشتيم.
روايت ابوخديجه را كه در مرتبهى اوّل حكمى قائل نيست، حمل مىكنيم بر موردى كه جاهل به حكم و مسأله بوده و نمىدانستهاند خوابيدن زير يك لحاف حرام است؛ و روشن است كه اگر با جهل تقصيرى زنا هم انجام داده باشد، حدّ ندارد؛ تا چه رسد به اجتماع زير يك لحاف. بنا بر اين توجيه، روايت ابوخديجه با روايات صد تازيانه موافق شد.
در نتيجهى كنار گذاشتن روايت سليمان بن هلال و توجيه روايت ابىخديجه، دو دسته روايت داريم: يك گروه بر صد تازيانه، و گروه دوّم بر كمتر از آن دلالت دارد. روايات صد تازيانه به همان دليلى كه در باب اجتماع دو مرد از كار افتاد، در اينجا نيز ساقط مىشود؛ يعنى با اين كه مسأله اختلافى است، ولى شهرت مسلّم بر خلاف آن وجود دارد. فقط يكى دو نفر به صد تازيانه آن هم در باب دو مرد و نه دو زن قائل شدهاند؛ ليكن در اين فرع از آنان چيزى مطرح نشده، شايد به صد تازيانه قائل نباشند.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٦٣، باب ١٠ از ابواب حدّ زنا، ح ٢.
[٢]. ر. ك: همان، ح ٣، ١٨، ١٩ و ٢٠.