آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٨٨ - راههاى اثبات مساحقه
شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِى الْبُيُوتِ حَتَّى يَتَوَفَّلهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا. [١]
«زنانى از شما كه مرتكب فاحشه شدهاند، چهار شاهد بر آنان بگيريد- «اربعة منكم» عدد را مؤنّث آورده «ذكّر أنِّث بعكس ما اشتهرا؛ براى تمييز مذكّر عدد را مؤنّث بياور»؛ پس تمييز اين عدد مذكّر خواهد بود؛ ضمير «منكم» نيز مذكر استعمال شده است. لذا، معناى اين قسمت از آيه چهار شاهد مرد مىشود.-
آيا مراد از فاحشه فقط عنوان زناست يا معناى مطلقى دارد؛ يعنى طبيعت فاحشه؟ در صورت دوّم، همانگونه كه شامل زنا مىشود، مساحقه را نيز دربرمىگيرد؛ به خصوص با آن تعبيرات غليظ و شديدى كه در روايات مساحقه دربارهى عذابش ديده مىشود؛ لذا، مساحقه نيز يكى از مصاديق فحشا مىشود؛ و دليلى بر اخراجش از تحت اين عنوان نداريم.
بنابراين، معناى آيه چنين است: زنانى كه مرتكب فحشا مىشوند، هر فحشايى، زنا يا مساحقه- مساحقه فاحشهى كوچكى نسبت به زنا نيست؛ بلكه به يك معنا، عذابش بيشتر از عذاب زنا است؛ زيرا، يك نوع انحراف جنسى از زنان محسوب مىگردد همانطور كه لواط انحراف جنسى مردان است.- به چهار شاهد در اثبات آن نياز داريم، در مورد زنا دليل پيدا كرديم كه با شهادت زنان همراه با شهادت مردان زنا اثبات مىشود؛ ولى در باب مساحقه دليلى بر انضمام نداريم. پس، آيه اثبات مىكند بايد چهار مرد شهادت به مساحقه بدهند تا ثابت گردد.
آيهى دوّم: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَآءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمنِينَ جَلْدَةً وَ لَاتَقْبَلُواْ لَهُمْ شَهدَةً أَبَدًا وَ أُوْللِكَ هُمُ الْفسِقُونَ. [٢]
«كسانى كه زنان عفيف را رمى مىكند و چهار شاهد ندارند- «اربعة شهدا» بيانگر لزوم شهادت چهار مرد است- بر آنان هشتاد تازيانه بزنيد و شهادتشان را نپذيريد؛ آنان فاسق هستند».
اطلاق كلام خدا وَالَّذِينَ يَرْمُونَ ... بر مطلب ما دلالت دارد؛ زيرا، در آيه مقيّد نشده كه رمى به زنا نباشد؛ رمى به مساحقه نيز قذف است، همانگونه كه رمى به لواط قذف محسوب مىگردد. به دلالت اين آيه، رمى به مساحقه نيز قذف است و اقتضا دارد اگر چهار شاهد مرد بياورد، مساحقه ثابت مىشود و با ثبوتش حدّ قذف منتفى مىگردد.
[١]. سورهى نساء، ١٥.
[٢]. سورهى نور، ٤.