آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٤٠ - فرع اوّل حكم لواط غير ايقابى
مشهور در صورت تفخيذ و لواط غير ايقابى است. به چه طريقى ممكن است فتواى مشهور را از اين روايت به دست آورد؟ برهنه زير يك لحاف بودن دو فرض دارد؛ در يك صورتش ممكن است هيچ تماسى با هم نداشته باشند.
با يكى از دو راه زير مىتوان حكم مزبور را از روايت استفاده كرد:
١- از نظر عرف، وقتى دو مذكّر زير يك لحاف برهنه قرار مىگيرند و يكى از آنان مرد بالغِ گرفتار غريزهى جنسى باشد، همين برهنگى علامت و مقدّمهى تحقّق بعضى از مسائل بوده، و دليلِ بر وقوع ارتباط و تماس است. بنابراين، فرض روايت جايى است كه تماس و ارتباطى برقرار شده باشد؛ شاهدش ذيل روايت است كه لواط ايقابى را فرض كرده و مىفرمايد: «وإن كان ثقب وكان محصناً رجم». به عبارت ديگر، آخرين مرحلهى تماس را مطرح مىكند كه براى تحقّق آن، بايد اوّل لواط غير ايقابى محقّق شده باشد تا به لواط ايقابى منتهى گردد.
٢- بر فرض اين كه مطالب گذشته مورد استنكار واقع گردد، روايت به اطلاقش شامل بحث ما مىشود. ما ادّعا نداريم فقط بر مورد اين بحث، يعنى لواط غيرايقابى دلالت دارد؛ بلكه روايت اطلاق دارد. بنابراين، به صد ضربه شلّاق در مورد تماس و تفخيذ نيز حكم مىشود.
اگر گفته شود: روايت در موردى كه تماسى نبوده، به صد ضربه تازيانه حكم مىكند، و با روايات ديگر در اين جهت تنافى دارد؛ مىگوييم: در مورد بحث ما كه معارضى ندارد، مىتوان بر طبق آن فتوا داد؛ و در آن جهت كه معارضه دارد، مسأله را در آينده مطرح كرده و پاسخ مىدهيم.
وعنه، عن القاسم بن محمّد، عن عبدالصّمد بن بشير، عن سليمان بن هلال، قال: سأل بعض أصحابنا أبا عبداللَّه عليه السلام فقال: جعلت فداك! الرجل ينام مع الرَّجل في لحاف واحد، فقال: ذوا محرم؟ فقال: لا، قال: من ضرورة؟
قال: لا.
قال: يضربان ثلاثين سوطاً ثلاثين سوطاً، قال: فإنّه فعل، قال: إن كان دون