سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٠ - قصور و کوتاهي انسان در شکرگزاري از خدا
قصور و کوتاهي انسان در شکرگزاري از خدا
حضرت در پايان فراز مزبور از مناجات خود به ريزش پيوسته نعمتها و فراواني آنها و عجز از شکرگزاري و نيز کوتاهي در قدرداني و شکر آنها اعتراف ميکنند. ازآنروي که نعمتهاي خدا بيشمار است و همه جن و انس نميتوانند آنها را بشمارند، انسانْ قاصر و عاجز از اداي شکر آنهاست؛ اما ازآنروي که توجه به نعمتي و تلاش در بهرهمندي از آن او را از توجه به خداوند غافل ميسازد و در نتيجه نميکوشد که در حد توان، سپاس خداي را به جا آورد، مقصر است. چراکه نبايد توجه به برخي نعمتها انسان را از ساير نعمتها و نيز از خداوندي که آن نعمتها را در اختيار انسان نهاده است غافل سازد و انسان درهرحال بايد توجه اصلي خود را معطوف به خداوند کند و هيچچيز او را از ياد خدا باز ندارد و در مقام بهرهبرداري از هر نعمتي، اول رو بهسوي خداوند آورد و به پاس آن نعمت از خداوند شکرگزاري کند. آنگاه حضرت بر نفس خود که به اهمال و تضييع نعمتها پرداخته شهادت ميدهند. ما اگر در خويش بنگريم، درمييابيم که در طول عمر و پيوسته از نعمتهاي بزرگ خدا برخوردار بوديم و قدر آنها را نشناختيم و استفاده بايسته و حتي گاهي استفاده صحيح از آنها نبرديم. کيست که از جواني و سلامتي، اين دو نعمت بزرگ خدا استفاده شايسته و بايسته برده باشد؟ پس ما علاوه بر آنکه احاطه به همه نعمتهاي خدا نداريم و نميتوانيم همه نعمتهايي را که خداوند در اختيارمان نهاده بشناسيم و در نتيجه از شکر همه آنها عاجزيم، از انجام سپاس و شکري که از عهدهمان ساخته است نيز کوتاهي ميکنيم.
حضرت در ادامه مناجات ميفرمايند:
وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحيمُ الْبَّرُ الْکريمُ، الَّذى لا يُخَيِّبُ قاصِديهِ، وَلا يَطْرُدُ عَنْ فِنآئِهِ آمِليهِ، بِساحَتِک تَحُطُّ رِحالُ الرَّاجينَ، وَبِعَرْصَتِک تَقِفُ آمالُ الْمُسْتَرْفِدينَ، فَلا تُقابِلْ آمالَنا بِالتَّخْييبِ وَالْأَياسِ، وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالْإِبْلاسِ؛ «و