سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٤ - نفس در قرآن
معرض خشم و غضب تو ميافکند. نفسي که مرا به راههاي نابودي و بدفرجامي ميکشاند، و در پيشگاه تو مرا پستترين هلاک شده ميگرداند. نفس بهانهساز و درازآرزو که اگر شرّي به او رسد بيتابي کند، و اگر به خيري دست يابد از احسان باز ايستد. پيوسته به لهو و لعب مايل، و غرق بيخبري و فراموشي است. با شتاب مرا به گناه و هلاکت ميکشاند و توبهام را به تأخير ميافکند».
اصطلاح «نفس امّاره» که از «نفس» و «اماره» که صيغه مبالغه از امر و به معناي بسيار امر کننده است تشکيل يافته، در فرهنگ ديني کاربرد فراواني دارد و در قرآن نيز به کار رفته است و دراينباره خداوند از قول حضرت يوسف(عليه السلام)ميفرمايد: وَمَا أُبَرِّىءُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَه بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ؛[١] «و من نفس خود را تبرئه نميکنم، که نفس بسي به بدي و گناه فرمان ميدهد مگر آنکه خدا رحم کند که پروردگار من آمرزگار و مهربان است».
نفس در قرآن
گرچه اصطلاح نفس امّاره شناخته شده است و در مکالمات عرفي و روزمره فراوان به کار ميرود، اما مصداق و حقيقت آن و ارتباطش با عقل و قلب و اينکه چرا خداوند اين قوه را در درون ما قرار داد و چگونه ميتوان با آن مبارزه کرد و از تأثيراتش جلوگيري کرد، چندان روشن نيست و در اين زمينه ابهامهايي وجود دارد. ما بر آنيم که در حد مقدور به توضيح و تبيين ماهيت نفس امّاره بپردازيم و قبل از آن، بايسته گفتن است که قرآن براي نفس سه صفت برميشمارد که نفس امّاره يکي از آنها ميباشد و عبارت است از نفس سرکشي که انسان را به گناه و عصيان فرمان ميدهد و به هر سو
[١] يوسف (١٢)، ٥٣.