سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٩ - نقش حياي بندگي در توبه و پرهيز از گناه
گفتار هفتم
(در جستوجوي رحمت الاهي (١))
نقش حياي بندگي در توبه و پرهيز از گناه
معرفت به فرجام زيانبار گناهان، در دنيا و آخرت، علاوه بر آنکه ترس از انجام گناه را در انسان برميانگيزاند، ازآنروي که ارتکاب گناهان، سرپيچي از دستورات خداوند و ناسپاسي از خالق هستي است که نعمتهاي بيشماري را در اختيار ما نهاده است، احساس شرم و حيا را نيز در انسان برميانگيزاند. هر قدر معرفت ما به خداوند، وظايف بندگي، گستره نعمتهاي مادي و معنوي خالق هستي و فرجام رفتار ناپسند و زشت فزوني گيرد، اين شرم و حيا در ما افزايش مييابد و ما را واميدارد که در برابر احسان و عنايت خداوند و نعمتهايي که در اختيار ما نهاده، به مخالفت او برنخيزيم و بيترديد احساس شرم و حيا چه در برابر خداوند و چه در برابر مردم، داراي ويژگي مثبت، تأثيرگذار و بازدارنده است و ريشه در فطرت انسان دارد. البته امروزه، برخي از مکاتب اخلاقي مادي و انحرافي شرم و حيا را حالتي انفعالي و ناشي از ضعف انسان ميدانند و بهطورکلي به نکوهش آن ميپردازند و به افراد توصيه ميکنند که شرم، حيا و احساس خجالت را از درون خود زايل سازند.[١] در
[١] برخي از روانشناسان غربي با نگرش منفي به احساس شرم مينگارند: احساس شرم به علت جلب توجه و در برابر ديد و مورد انتقاد ديگران قرار گرفتن است. احساسي است که تجربه آن بر اين پايه قرار گرفته است که خويشتن را در هر موردي بيارزش و نالايق جلوه دهيم (جين ميدلتون موز، روانشناسي شرم و گناه، ترجمه شهلا ارژنگ، ص٢٨).