سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٥ - مفهوم عرفي شفاعت
مفهوم عرفي شفاعت
در آغاز فراز فوق، حضرت شفيع قرار دادن خدا را براي خويش مطرح ميسازند. «شفاعت» از «شفع» به معناي جفت گرفته شده و از آن براي پيشرفت امور، جبران خطاها و لغزشها بهرهبرداري ميشود. وقتي انسان مينگرد که نيرو و امکاناتي که در اختيار دارد براي تحقق بخشيدن خواسته و آرزويش کفايت نميکند، ميکوشد که کس ديگري را معين و کمککار خود قرار دهد تا با امکانات او و توان و ارادهاش به هدف خود دست يابد. در امور روزمره دنيوي وقتي کسي از جايگاه و اعتبار کافي در نزد کسي که خواستهاي از او دارد برخوردار نيست کسي را که از اعتبار و آبروي بيشتري برخوردار است شفيع خود ميگرداند تا بهواسطه شفاعت و سفارش او به خواستهاش دست يابد. يا کسي جرمي و خلافي مرتکب شده، چون خود را لايق بخشش نمييابد و بايد متناسب با جرمش کيفر شود، به شخص ديگري متوسل ميگردد که شفاعت و وساطت کند تا از عقوبت و کيفر معاف گردد. در اينگونه موارد، شفيع اراده خودش را بر اراده کسي که از تأمين خواسته شفاعتجوينده شانه خالي ميکند و يا درصدد کيفر و مجازات شفاعتجوينده برآمده حاکم ميگرداند و در نتيجه اين شفاعت و وساطت، شفاعتجوينده به خواسته خود ميرسد.
در برخي از دادگاههاي عرفي که آلوده به پارتيبازي و فساد است، اگر قاضي بخواهد بر اساس قانون قضاوت کند بايد مجرم را محکوم به کيفر زندان و يا کيفري ديگر کند، اما بر اثر شفاعت و وساطت شخص داراي نفوذ و موقعيت، حکم عفو را براي او در نظر ميگيرند. به واقع با اين شفاعت اراده شفيع بر اراده قاضي غالب گرديده و قاضي يا به جهت ترس از آن شفيع و واسطه و يا بدان اميد که روزي نيازي به او پيدا کند و او نيازش را برآورده سازد، تسليم خواست او ميگردد. اين نوع شفاعت که ناشي از بدهبستان و رفاقت و رودربايستي است مورد نظر مشرکان بود و