سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٦ - مفهوم رجا و جايگاه آن با توجه به نظام اسباب و مسببات
دارد که اين نعمت را به او بدهد يا توجه به زمان و مکاني دارد که در آن از آن نعمت بهرهمند شود. در اين صورت ميتواند رجا و اميد خود را به آن زمان يا مکان و يا آن شخص نيز نسبت دهد؛ ولي متعلق اصلي و منشأ نخستين پيدايش اين حالت در نفس انسان همان التذاذ و بهرهمندي است که براي انسان فراهم ميشود؛ يعني علت آن، دروني و مربوط به خود انسان است.[١]
انسان فطرتاً آنچه را خير و مطلوب است و باعث کمال او ميگردد دوست ميدارد و در نتيجه درصدد دستيابي بدان برميآيد و آن علاقه و دوست داشتن، اميد به خير و کمال را در او برميانگيزاند. خداوند درباره اين ميل فطري ميفرمايد: وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَدِيدٌ؛[٢] «و بهراستي انسان سخت خير را دوست ميدارد».
بر اساس آيه شريفه، دوستي و علاقه به خيرْ امري فطري است، منتها انسانها در شناخت و تشخيص مصاديق خير متفاوت هستند و البته تبيين حقيقت خير و مصاديق آن در جاي خود بايد انجام پذيرد و اکنون بحث ما درباره رجا است و مجالي براي پرداختن تفصيلي به آن مسئله وجود ندارد، اما به اختصار متذکر ميشويم که گرچه انسان طالب خير است، اما دستيابي به خير مشروط به شرايطي است که برخي از آنها از دايره قدرت و اختيار انسان خارج هستند و تا اسباب و شرايط مربوط فراهم نگردد، دسترسي به آن غيرممکن نميشود، و آن اسباب و شرايط در قالب نظام اسباب و مسببات و با چينش و ترتيب خاصي حاصل ميگردند. بهتعيبرديگر، وقتي همه عوامل و
[١] محمدتقي مصباح يزدي، اخلاق در قرآن، ج١، ص٣٩٩. [٢] عاديات (١٠٠)، ٨. با توجه به سياق آيات اين سوره، مفسران و مترجمان قرآن خير را به معناي مال دانستهاند و در نتيجه از اين آيه ويژگي منفي مالدوستي را استفاده کردهاند. اما چنانکه حضرت استاد از آن واژه مطلق خير را استفاده کردهاند، مرحوم علامه طباطبايي? نيز بعيد نميدانند که مراد از «خير» تنها «مال» نباشد و به معناي مطلق خير باشد و آيه شريفه ميفرمايد که حب خير فطري هر انساني است و به اين جهت وقتي زينت و مال دنيا را خير خود پنداشت، قهراً دلش مجذوب آن ميشود و اين شيفتگي ياد خدا را از دلش ميبرد و در مقام شکرگزاري او برنميآيد (علامه طباطبايي، الميزان، ج٢٠، ترجمه سيدمحمدباقر موسوي، ص٧٩٩).