سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٩ - مفهوم وجه الله
محتواي مادي و محدودشان براي تعبير از ذات، صفات و افعال خداوند به کار ميبريم و بيترديد اين الفاظ که در افق محاورات و مفاهمات کلامي ما کاربرد دارند نميتوانند آن حقايق را به ما بنمايانند و براي رسيدن به تصور بسيار ناقص و نازلي از آن حقايق، ما ناچاريم که از اين الفاظ استفاده کنيم.
گاهي انسان با کسي روبهرو ميشود، براي اينکه از او کمک و پولي بگيرد که اگر او را نميديد و از طريق ديگر آن کمک و يا پول به او ميرسيد کفايت ميکرد. اما گاهي پيوند دوستي و مودت باعث ميشود که دو نفر همديگر را ملاقات کنند و غرض اصلي از آن ملاقاتْ ديدار و ابراز محبت است و ساير نيازهايي که احياناً از اين طريق برطرف ميگردند طفيلي هستند. در اين صورت اگر هديهاي از آن دوست به انسان برسد، ازآنروي که هديه دوست است ارزش و اهميت دارد. گرچه ممکن است بهاي مادي آن اندک باشد. تصور کنيد که معشوقي دستهگلي به عاشق خود هديه ميکند، اين گل خودبهخود بهاي چنداني ندارد؛ اما چون از دست معشوق رسيده بسيار باارزش است و وقتي پژمرده ميگردد، عاشق بسيار ناراحت ميشود و احساس ميکند خودش پژمرده گشته است. کساني که از معرفتي والا برخوردارند بيش از هرچيز به خدا توجه دارند و نعمتها و امکانات مادي ازآنروي که عطايايي الاهي هستند براي آنان ارزش دارند. در بهشت نيز دستهاي از بهشتيان ازآنروي از نعمتهاي بهشتي لذت ميبرند که از خدا به آنان رسيده است. پس آنچه آنان را سرمست ميکند و به اوج لذت ميرساند ديدار خدا و بهرهمندي از جوار اوست. گرچه خداوند مجرد است و جسم ندارد و داراي صورت جسماني نيست که مواجهه مادي با او رخ دهد، اما گوياترين لفظ براي تبيين و تعبير از رابطه انسان و خدا و مواجهه اولياي خدا با معبود خويش، لفظ «وجه» و «مواجهه» است. مواجهه با کسي که لايتناهي و نامحدود است و محدود به جهاتي که به امور جسماني اختصاص دارد نميباشد و عالم وجود، محضر و مظهر اوست: وَلِلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ