سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٤ - جلوه ملکوتي ايمان و الطاف الاهي
رشته علاقه و طوقهاي شرافتي برگردنم افکنده که ديگر گشوده نميگردد».
حضرت در سخن ادبي خود که با تشبيهات لطيف و زيبايي همراه گشته انوار ايمان را به جامه و زيورهايي تشبيه ميکنند که باعث آراستگي انسان گرديدهاند. همچنان احسانهاي خداوند را به مثابه تاجي معرفي ميکنند که بر سر انسان نهاده شده است. در زبان فارسي وقتي کسي ديگري را مورد تکريم و احترام قرار ميدهد و از او تجليل ميکند، به وي ميگويند: «چه گلي بر سر او نهادي» اين ضربالمثل و تعبير ازآنروست که براي آرايش و تزيين برخي از اشياء از گل استفاده ميکنند. بهعنوان نمونه، وقتي کادويي براي کسي تهيه ميکنند روي آن گل قرار ميدهند، يا در زمان سابق براي تزيين شتر که بهعنوان مرکب از آن استفاده ميشد، برآمدگي جلوي هودج که روي شتر قرار ميگرفت و نيز بر سر و روي شتر منگوله نصب ميکردند تا باعث زيبايي و شکوه آن مرکب گردد. شايد در بدو امر به نظر رسد که اين تعابير صرفاً جنبه استعارهاي و کنايي دارند و آراسته شدن به جامههايي از انوار ايمان و يا افکنده شدن طوقها و رشتههايي از احسان بر گردن، صرفاً تعابيري کنايي و استعارهاي هستند، چنانکه نظير اين تعابير در آيات و روايات نيز وارد شده و براي آنها تأويلهايي ذکر کردهاند. اما بر اساس آنچه از آيات و روايات استفاده ميشود که بهوسيله تجربيات برخي از بزرگان و اولياي خدا تأييد شده است، آن تعابير از ملکوت و حقايق و صورتهاي باطني رفتار و گرايشهايي چون ايمان به خدا خبر ميدهند. چيزهايي که ما در اين عالم مشاهده و درک ميکنيم، علاوه بر صورتهاي ظاهري که بهوسيله آنها براي ما قابل مشاهدهاند، داراي صورتهاي باطني نيز هستند که درک آنها از افق عقل ما خارج ميباشد. ازاينروي، برخي از رفتارها که در ظاهر زيبا هستند، صورت باطني آنها زشت و نازيباست و کساني که چشم باطن دارند،