سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٥ - مفهوم ترس از خدا
است که خداي رخصت داده است که بالا برده و بزرگ داشته شوند و نام وي در آنها ياد شود و او را در آنجا بامدادان و شبانگاهان به پاکي ستايند، مرداني که تجارت و خريدوفروش آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زکات مشغول نکند و از روزي ميترسند که دلها و ديدگان در آن روز دگرگون [سرگشته و پريشان] شود».
عالم آخرت، عالم ظهور حقايق باطني است و قلب و دل انسان که در دنيا به لذايذ و امور حسي مشغول گرديده است، در آنجا کاملاً دگرگون ميگردد و چون طرفي از آن تعلقات مادي نبسته و چيزي جز زيان براي خود فراهم نياورده است، در آنجا ياراي درک حقايق، انوار و تجليات الاهي را ندارد و چشمي که در دنيا به جلوهها و جاذبههاي مادي و حرام دوخته ميشده، در آن عالم از ديدن و مشاهده زيباييهاي بهشت و نعمتهاي الاهي محروم است. خداوند درباره گفتوگوي خود با گنهکاري که در آخرت کور محشور ميشود ميفرمايد: قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَى وَقَدْ کنتُ بَصِيرًا * قَالَ کذَلِک أَتَتْک آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَکذَلِک الْيَوْمَ تُنسَى؛[١] «گويد: پروردگارا، چرا مرا نابينا برانگيختي و حال آنکه بينا بودم؟ گويد: بدينگونه [امروز کور محشور شدي زيرا] آيات ما به تو رسيد و تو آنها را به فراموشي سپردي [از آنها تغافل کردي] و همچنان امروز فراموش ميشوي».
مفهوم ترس از خدا
سؤال اساسي که هميشه پيش روي ماست اين است که انسان از موجودات خطرناک و وحشتآفرين ميترسد و با توجه به اينکه خداوند مظهر مهر و محبت و رحمت بينهايت است، ترس از او به چه معناست؟ پاسخ آن است که متعلق و منشأ ترس يا
[١] طه (٢٠)، ١٢٥ـ١٢٦.