سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٦ - نقش باور راستين به خدا در شکرگزاري از او
از نقص و محدوديت وجودي است و خداوند غني مطلق و عاري از نقص و محدوديت است. پس اگر خداوند خير و نعمتي را در اختيار موجودات قرار ميدهد، نه ازآنروست که نفعي و سودي براي خود در نظر گرفته و در پي آن است که در عوض استفادهاي از آن موجودات عايد خود سازد، بلکه ازآنروست که او داراي رحمت بينهايت است و در پي آن است که با افاضه رحمت خود، موجودات به کمال برسند و از برکات و رحمت الاهي بهرهمند گردند. او چون ميداند که موجودات از باران و نور آفتاب بهرهمند ميگردند و اين دو نعمت بزرگ از شمار نعمتهاي بينهايت الاهي، به نفع موجودات و از جمله انسانهاست و او هرچه را خير و صلاح بر مخلوقات است از آنان دريغ نميکند، آن دو نعمت را به وفور در اختيارشان مينهد.
وقتي انسان باور کرد که همه عالم خير است و همه آنچه در گذشته بوده و اکنون هست و در آينده به وجود خواهد آمد در وجود ما مؤثر است و به نفع ما ميباشد. بهتعبيرديگر وقتي باور کرد که خداوند همهچيز را براي او آفريده، لحظهاي از شکرگزاري نعمتهاي بيکران الاهي غافل نميگردد. البته چنان باوري در هرکس منافات با آن ندارد که خداوند عالم را براي ديگران نيز خلق کرده باشد، چون تدبير و اراده الاهي چنان است که همزمان هريک از مخلوقات از زنجيره امکانات و نعمتهاي عالم برخوردار ميگردند و استفاده انبوه مخلوقات، خلل و رخنهاي در قابليتها و ظرفيتهاي نامحدود نعمتهاي الاهي وارد نميسازد. با توجه به تأثير متقابل مخلوقاتْ در يکديگر و ارتباط سيستمي عناصر عالم با يکديگر، برخي از بزرگان گفتهاند که انسان اگر نيک بينديشد به اين واقعيت و حقيقت پي ميبرد که خداوند همه عالم را براي شخص او آفريده است و درعينحال آن عالم و آن شخص را براي شخص ديگر آفريده است!