سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨ - اميد به رحمت بي انتهاي الهي
اَبْوابَ رَحْمَتِک، وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقيک عَنِ النَّظَرِ اِلى جَميلِ رُؤْيَتِک؛ «خدايا، آيا چهرههايي را که در آستان عظمتت به سجده افتادهاند سياه ميگرداني؟ يا زبانهايي را که به ثناگويي بزرگي و جلالتت گويا بودهاند لال ميسازي؟ يا بر دلهايي که با عشق و محبت تو درهم پيچيده است مهر تيرگي مينهي؟ يا گوشهايي را که با شنيدن ياد تو در ارادت به تو لذت بردهاند کر ميسازي؟ يا آن دستهايي را که با آرزو و اميدواري و به اميد مهر و رأفت تو به درگاهت بلند شدهاند، به زنجير ميکشي؟ يا بدنهايي را که به طاعت تو پرداختند و با تلاش و کوشش در عبادتت لاغر شدند عقاب ميکني؟ يا پاهايي را که در راه بندگي تو سعي کردهاند عذاب ميکني؟ خدايا، درهاي رحمتت را بر يکتاپرستان خود مبند، و مشتاقان خود را از نظر به ديدار جمالت محجوب نفرماي».
جملات اين فراز که در قالب استفهام انکاري و از درد درون سرچشمه ميگيرد، حاکي از اميدواري به رأفت و رحمت الاهي است. اميدي که همواره در دل مؤمن فروزان است و نقص و خُردي عملْ آن را کمفروغ نميسازد. امير مؤمنان(عليه السلام) در مناجات شعبانيه ميفرمايند: اِلهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِک عَمَلى، فَقَدْ کبُرَ فى جَنْبِ رَجآئِک اَمَلى؛[١] «اگر عمل و کردارم پيش اطاعت و فرمانبرداري از تو کوچک و ناچيز است، آرزويم پيش اميد به تو بزرگ است».
حضرت در اين فراز از مناجات، بر اين نکته تأکيد دارند که با همه اعضا و جوارح خود در جهت بندگي خداوند ميکوشند و هيچکدام را از اطاعت خدا بيبهره نميسازند، اين ازآنروست که بنده مؤمن اعضا و جوارح خود را از نعمتهاي الاهي ميداند و بر اين باور است که مواهب و نعمتهاي الاهي را بايد در راهي که مرضيّ
[١] مفاتيح الجنان.