سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٥ - ٢ بي شماري نعمت هاي خدا
ما به تعابيري چون «فيض الاهي» و يا «فياضيت خداوند» زياد برخورد ميکنيم، به معناي سرازير شدن و سررفتن است و «فاض الماء» به معناي سرريز شدن آب از ظرف است. کاربرد اين واژه در دايره ماديات و محسوسات به معناي جوشش از درون، سرريز شدن و سررفتن است و ازاينروي، وقتي اشک فراوان از چشم سرازير ميشود، گفته ميشود: «فاضت العين» و يا در قرآن در ارتباط با مسيحيان مؤمن که با شنيدن دعوت رسول خدا(صلي الله عليه و آله) به ايشان ايمان آوردند، ميخوانيم:
وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ؛[١] «و چون آنچه را بر پيامبر فرو آمده بشنوند ميبيني که ديدگانشان از آنچه از حق شناختهاند اشک ميبارد، گويند: پروردگارا، ايمان آورديم پس [نام] ما را با گواهيدهندگان [به حق، يعني با نام ديگر مؤمنان] بنويس».
اما در کاربرد واژه «فيض» درباره خدا و بهعنوان نمونه، در اين جمله که «عالم فيض خداست» بههيچوجه معناي مادي آن اراده نشده و آن تعبير به اين معنا نيست که از درون خدا چيزي سرريز ميشود و اساساً ما وقتي ميخواهيم مفاهيم و صفاتي را که از ماديات انتزاع شدهاند به خداوند نسبت دهيم، حيثيتهاي مادي را از آنها تجريد ميکنيم و برداشتي صرفاً معنوي و مجرد از آنها داريم. مثلاً واژه «عليّ» که از «علو» به معناي بلندي گرفته شده وقتي درباره خداوند به کار ميرود، معناي والايي و علو مادي از آن تجريد ميشود و معناي علو معنوي خداوند را افاده ميکند. يا اينکه واژه «عظيم» از «عظم، به معناي استخوان» گرفته شده و در اين کاربرد، به حيواني که بزرگ و داراي استخوانهاي بزرگ باشد، عظيم گفته ميشود. اما وقتي اين واژه درباره خداوند به کار ميرود، بههيچوجه معناي مادي آن لحاظ نميشود چون خداوند مجرد است و داراي
[١] مائده (٥)، ٨٣.