سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٢ - گفتار سوم
نميدادند، اما آنان نيز متناسب با شأن و مقام متعالي خود کوتاهيهايي داشتهاند که برحسب ضرورت انجام ميپذيرفت و در قبال آنها به توبه و استغفار و گريههاي طولاني ميپرداختند. براي توضيح فزونتر اين مطلب تصور کنيد که شخص بزرگي در مجلسي نشسته و بچه يا شخص سادهلوحي وارد مجلس ميشود و حرکت سبکي انجام ميدهد و يا سخن نامربوطي ميگويد، اما حاضران در مجلس توجه نميکنند و خود را به تغافل ميزنند و آن رفتار را بهحساب عقل اندک آن بچه و شخص سادهلوح ميگذارند. حال اگر در حضور آن شخصيت بزرگ يکي از مريدان و کسي که داراي شأن و اعتبار است، رفتاري انجام دهد که اندکي اهانت به ساحت آن شخصيت بهحساب آيد، مثلاً پيشاپيش او حرکت کند يا در مقابل او بنشيند و يا پشت به او کند و يا سخن سبکي بر زبان براند که اهانت بهحساب نميآيد، اما متناسب با شأن شخصيت مزبور نيست، مورد مؤاخذه قرار ميگيرد که چرا نهايت ادب را رعايت نکرده است. ازاينروي، کساني که داراي مقامات عالي هستند گاهي نزديکان خود را به جهت لغزش و اشتباه کوچک مورد مؤاخذه قرار ميدهند که اگر افراد فروتر از آنان اشتباه و خطايي بهمراتب بزرگتر از آن انجام دهند مورد اغماض قرار ميگيرند.
نمونه ديگر: گاهي انسان نماز ميخواند و در طول نماز به مشکلات و گرفتاريهاي خود ميانديشد. و با اينکه در برابر قدرت مطلق هستي ايستاده توجهي به خداوند ندارد، و دلش از او منصرف و منقطع است. اما بااينوجود مؤاخذه نميشود و نماز او تنها نمايشگر آن است که او ياغي و طغيانگر نيست و قصد مخالفت با خداوند را ندارد. در اين ارتباط داستاني از مرحوم آخوند کاشي ـ که از علماي بزرگ و اولياي خدا بود و در مدرسه صدر اصفهان حجره داشت و صاحب کرامات فراواني بود ـ نقل شده که ذکر آن خالي از لطف نيست. نقل شده که روزي ايشان در صحن مدرسه نشسته بود و شاهد رفتوآمد عشايري بود که براي تأمين مايحتاج خود و فروش مواد