سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠٦ - نقش ادعيه در تقويت روحيه شکرگزاري از خدا
اضطراب سپري ميگردد و بيمناک از دشمن به هر سو ميگريزد و در هر سوراخي ميخزد و در پي دخمهاي است که در آن پنهان شود و زمين با همه فراخي و گستردگي بر او تنگ گشته و چارهاي نمييابد و پناه و جايگاهي ندارد، و من از همه اين رنج و بلاها ايمن و آسوده خاطر و سلامت هستم».
در ادامه دعا آمده است:
اِلهى وَسَيِّدى، وَکمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ مَغْلُولاً مُکبَّلاً فِى الْحَديدِ بِاَيْدِى الْعُداه، لايَرْحَمُونَهُ، فَقيداً مِنْ اَهْلِهِ وَوَلَدِهِ، مُنْقَطِعاً عَنْ اِخْوانِهِ وَبَلَدهِ يَتَوَقَّعُ کلَّ ساعَه بِاَىِّ قَِتْلَه يُقْتَلُ، وَبِاَىِّ مُثْلَه يُمَثَّلُ بِهِ، وَاَنَا فى عافِيَه مِنْ ذلِک کلِّهِ، ... ، اِلهى وَکمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ يُقاسِى الْحَرْبَ، وَمُباشَرَه الْقِتالِ بِنَفْسِهِ، قَدْ غَشِيَتْهُ الْأعْدآءُ مِنْ کلِّ جانِبٍ بِالسُّيُوفِ وَالرِّماحِ وَآلَه الْحَرْبِ، يَتَقَعْقَعُ فِى الْحَديدِ قَدْ بَلَغَ مَجْهُودَهُ، لا يَعْرِفُ حيلَه وَلا يَجِدُ مَهْرَباً، قَدْ اُدْنِفَ بِالْجِراحاتِ، اَوْ مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ تَحْتَ السَّنابِک وَالْأَرْجُلِ، يَتَمَنّى مَشرَبَه مِنْ مآءٍ، اَوْ نَظْرَه اِلى اَهْلِهِ وَوَلَدِهِ لا يَقْدِرُ عَلَيْها وَاَنَا فى عافِيَه مِنْ ذلِک کلِّهِ؛[١] «خدايا و سيد من، چه بسا بندهاي که شب و روزش سپري گردد درحاليکه دشمن غل و زنجير بر او افکند و بدو رحم نکند و جدا از کسان و فرزندان و دور از برادران و وطن به سر برد. هر ساعت در انتظار آن است که او را چسان خواهند کشت و چگونه بدنش را قطعهقطعه ميکنند، و من از اين بلاها محفوظ و سالم هستم... خدايا، چهبسا بندهاي که شب و روزش در ميدان جنگ ميگذرد و با رنج و سختي و دشمن روبهروست و از هر طرف دشمنان با شمشير و نيزه و تير و سنان او را احاطه کردهاند و او در
[١] مفاتيح الجنان، دعاي جوشن صغير.