سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٧ - عنايت ويژه الهي به بندگان مؤمن
شکي نيست که براي مؤمن رهايي از عذاب الاهي بسيار اهميت دارد و براي او عمري که سراسر به خوشي و کامجويي بگذرد، اما فرجام آن عذاب ابدي باشد هيچ ارزشي ندارد. در ارتباط با آخرت نيز اگر کسي بناست به عذاب ابدي گرفتار شود، هرگز او به درجات بهشت و همنشيني با نيکان در بهشت نميانديشد، چون ميداند که در جهنم با پستترين و بدترين موجودات همنشين ميگردد. اما پس از آنکه با توبه واقعي و استغفار از خدا و با اطمينان و حسن ظن به خدا، اميدوار به رهايي از عذاب الاهي گشت، اميد و درخواست خود را معطوف به عاليترين مقامات بهشت ميگرداند. مؤمن بايد همتش عالي باشد و به رهايي از عذاب جهنم و برخورداري از نعمتها، لذتها و خوردنيهاي بهشت بسنده نکند و در رأس خواستههاي او رسيدن به مقام قرب الاهي باشد. البته او اگر در رجا و اميد خود به قرب الاهي صادق باشد، بايد تمام تلاش خود را بهکارگيرد و از آنچه در اين عرصه از او برميآيد کوتاهي نورزد.
عنايت ويژه الهي به بندگان مؤمن
در ادامه مناجات، حضرت علاوه بر درخواستهاي دنيوي، درخواستهاي معنوي و اخروي و مقامات الاهي را مطرح ميکنند و در فرازي از آن مناجات، مقامات عالي معنوي و اخروي را از خداوند درخواست ميکنند و ميفرمايند:
کيْفَ اَنْسيک وَلَمْ تَزَلْ ذاکرى، وَکيْفَ اَلْهُو عَنْک وَاَنْتَ مُراقِبى، اِلهى بِذَيْلِ کرَمِک اَعْلَقْتُ يَدى، وَلِنَيْلِ عَطاياک بَسَطْتُ اَمَلى، فَاَخْلِصْنى بِخالِصَه تَوْحيدِک، وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَه عَبيدِک؛ «[خدايا،] چگونه تو را فراموش کنم درحاليکه تو هميشه به ياد من هستي؟ و چگونه من به خود سرگرم شوم و از تو غافل گردم درحاليکه تو همواره مراقب من هستي؟ خدايا، دستم را به دامن لطف و کرم تو آويختهام و براي بهرهمندي از عنايات و