سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٠ - نقش باورداشت نظام حکيمانه الاهي در تحمل مصيبت ها و سختي ها
قضا و قدر الاهي و با اراده و مشيت حکيمانه خداوند انجام ميپذيرد؛ چنانکه خداوند فرمود:
مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَه فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنفُسِکمْ إِلَّا فِي کتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِک عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ* لِکيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ کلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛[١] «هيچ مصيبتي در زمين [چون تنگدستي و سختي و قحطي] و نه در جانهايتان [چون بيماري و اندوه] نرسد، مگر پيش از آنکه آن را پديد آوريم در کتابي [نوشته شده] است؛ اين بر خدا آسان است، تا بر آنچه از دست شما رفت اندوه مخوريد و بدانچه به شما داد شادمان نشويد، و خدا هيچ گردنکش خودستا را دوست ندارد».
مؤمن به اين حقيقت باور دارد که آنچه رخ ميدهد بيحساب و کتاب و بدون حکمت نيست و همه امور و حتي ناراحتيها و مشکلاتي که براي افراد رخ ميدهد و نيز خوشيها همه مقدرات الاهي است و داراي حکمت ميباشند. بنابراين، اگر مصيبتي به او رسيد، اندوهگين نميشود و آن را از جانب خدا و ناشي از خواست حکيمانه معبود خويش ميداند و ازاينروي، تسليم خواست خدا و راضي به قضا و قدر الاهي ميگردد. همچنين اگر نعمتي به او رسيد، سرمست نميگردد، چون باور دارد که آن خير و نعمت وسيله امتحان و آزمايش اوست و نبايد بهوسيله آن از دايره بندگي و اطاعت خداوند خارج گردد و بلکه بايد از خير و نعمتي که خداوند حکيم بدو عنايت کرده در راه خير و کمال خويش بهرهبرداري کند. وقتي چنين باوري بر سرحد کمال رسيد، بر آن يقين اطلاق ميکنند. روايات فراواني درباره حقيقت يقين و ويژگيهاي آن وارد شده است؛ از جمله امير مؤمنان علي(عليه السلام) ميفرمايند:
[١] حديد (٥٧)، ٢٢ـ٢٣.