سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠١ - راهکار پيدايش انگيزه شکرگزاري در انسان
راهکار پيدايش انگيزه شکرگزاري در انسان
گاهي انسان انگيزه سپاسگزاري و شکرگزاري از خداوند را ندارد، ازاينروي اين سؤال مطرح ميشود که چگونه انگيزه شکرگزاري از خداوند در انسان پديد ميآيد؟ گرچه انسان فطرتاً به کسي که نعمتي را در اختيارش نهاده احترام ميگذارد و از او تشکر ميکند، اما گاهي انسان توجه ندارد که نعمتهايي را که دارد خداوند در اختيار او نهاده است. ثانياً، اگر توجه هم داشته باشد، گرفتاريها و مشکلات مانع شکرگزاري از خداوند ميگردد. يا آنکه در مقام شکرگزاري به گفتن «الحمدلله» يا «شکراً لله» بسنده ميکند و مراتب کامل شکرگزاري از نعمتهاي خدا را به جا نميآورد. پاسخ اين است که براي يافتن انگيزه جهت انجام هر کار اختياري، بايد به منافع آن کار انديشيد که اگر منافع و نتايج آن کار براي انسان ارزشمند و مهم باشند، انسان به انجام آن اقدام ميورزد.
صرفنظر از موانعي که ممکن است سر راه انجام کار خير به وجود آيد، در شرايط طبيعي و عادي عدم باور و عدم توجه به منافع کار خير يا غفلت از آنها باعث ميگردد که انسان به انجام کار خيرْ مبادرت نورزد. پس براي ايجاد انگيزه جهت انجام کار خير و از جمله شکرگزاري از خداوند، در مرحله اول انسان بايد به منافع و فوايد آن کار توجه کند. اولين فايده توجه به نعمتها براي انسان و حتي براي کسي که اعتقادي به دين ندارد، اين است که از داشتن آنها لذت ميبرد و احساس خشنودي و رضايت ميکند. وقتي انسان به داراييها و امکانات خود توجه ميکند، چه بر اين باور باشد که آن داراييها را خداوند در اختيار او نهاده و چه باور نداشته باشد، احساس شادماني و رضامندي ميکند. صرفنظر از اينکه ما به خداوند ايمان داريم و معتقديم که وجود و جوارح و اعضاي بدن ما از خداست و خداوند به تدبير آنها ميپردازد، اگر به اعضاي بدن خود، نظير گوش و چشم خود بنگريم درمييابيم که چه سرمايههاي کلاني در اختيار ماست و قدر آنها را نميدانيم. اگر چشم کسي کور شود حاضر است همه ثروت خود را