سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٥ - نمونه اي از عذاب هاي الاهي
خانههاي خود برگشته، همسوگند شدند که صبح خيلي زود ميوه بچينند و در اين سوگند خود، انشاءالله نگفتند. خداوند متعال به جهت اين جرمشان مبتلايشان ساخت و بين آنان و آن رزق حايل شد؛ رزقي که ايام برداشتش بسيار نزديک بود و حتي يک دانه نيز عايد آنان نگرديد... .
(سائل پرسيد: اي ابنعباس، «صريم» چيست؟ گفت: صريم به معناي شب بسيار تاريک است، آنگاه گفت: شبي که هيچ نوري در آن نباشد).
برادران وقتي صبح برخاستند يکديگر را صدا زدند که زودتر به باغ برويم و تا کسي خبر نشده ميوهها را بچينيم. آنان بهطرف باغ روانه شدند... سائل پرسيد: اي ابنعباس، «تخافت» به چه معناست؟ گفت: به معناي «تشاور» است، چون آنان با يکديگر مشورت ميکردند و آهسته سخن ميگفتند تا کسي صدايشان را نشنود و سخن آهستهشان اين بود که احدي از فقرا داخل باغ نشود. همه فکر آنان متوجّه اين نقشه بود که چگونه ميوهها را بچينند و هيچيک از فقرا خبردار نشود. خاطرجمع بودند که ميوهها را خواهند چيد و اصلاً احتمال نميدادند که ميوهاي و باغي در کار نباشد، و عذاب خدا و خشم او ايشان را گرفته باشد. وقتي ديدند که چه بلايي بر آنان نازل شده، گفتند: «هرآينه ما گمراهيم، بلکه ما ناکام شدهايم». آري، خداوند متعال از آن رزق محرومشان کرد و اين به جهت جرمي بود که مرتکب شدند و خدا به آنان ظلم نکرد.[١]
شايد تا پيشازاين، باور اينکه باغي به يکباره و خودبهخود آتش بگيرد و نابود شود براي ما مشکل بود، اما اخباري که از گوشه و کنار جهان به ما ميرسد مبنيبر اينکه رعد و برق و خشکسالي باعث گرديد هزاران هکتار جنگل و يا باغها و مزرعههاي مردم در آتش بسوزد و خاکستر شود، اين باور را براي ما آسان ساخته که کشورهايي
[١] عليبنابراهيم قمي، تفسير، ج٢، ص٣٨١ـ٣٨٢.