سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٣ - استغفار اولياي خدا از کوتاهي به درگاه خداوند
متناسب با معرفت و مرتبه کمال هرکسي، احساس گناه و کوتاهي به درگاه معبود؛ حيا، خجلت، حيرت و حالت انقباض را در انسان برميانگيزاند و بر اثر اين حالت، شخص با ترس و اضطراب و با لکنت زبان از معبود خويش آمرزش ميطلبد و از او ميخواهد که از کوتاهيهاي او درگذرد. اما وقتي که فراتر از گناهان و عقوبتي که خداوند براي آنها در نظر گرفته، رحمت و فضل الاهي را مشاهده کرد که همواره دامن گسترده و خيل گنهکاران را به خويش فرا ميخواند و به آنان امنيت و آرامش ميبخشد، انبساط خاطر مييابد و سرور و شادماني ناشي از اميد به رحمت بيکران الاهي و باريابي به وصل معشوق، قفل بيم و ترس را از زبانش برميدارد و او را به اطناب در سخن در حضور معشوق واميدارد. در آموزههاي ديني ما و از جمله در قرآن فراوان از حالت انبساط و گفتوگوهاي عاشقانه بين اولياي خدا و معبود خويش سخن به ميان آمده. نمونه آن گفتوگويي است که بين خداوند و حضرت موسي(عليه السلام) رخ داده که خداوند خطاب به آن حضرت ميفرمايد: وَمَا تِلْک بِيَمِينِک يَا مُوسَى * قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَکأُ عَلَيْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَآرِبُ أُخْرَى؛[١] «و اي موسي، در دست راست تو چيست؟ گفت: اين عصاي من است که بر آن تکيه ميدهم و با آن براي گوسفندانم برگ [از درختان] ميتکانم و کارهاي ديگري هم از آن براي من برميآيد».
پرواضح است که خداوند ميدانست که چه چيزي در دست حضرت موسي(عليه السلام) است و توضيحات حضرت موسي(عليه السلام) درباره فوايد آن عصا براي خداوند آشکار بود و آن گفتوگويها در مقام وحي و وجد و انس ناشي از خلوت عاشق و معشوق صورت پذيرفته است. در آن حالت انبساط، عاشق فارغ از ترس و بيم، خود را در پناه معشوق و مورد نوازش او مييابد و از سر شادماني و سرور لب به سخن ميگشايد. همچنين
[١] طه (٢٠)، ١٧ـ ١٨.