سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٧ - ٣ مرگ دل ها
خطاها، انسان کاملاً از خداوند بيگانه ميگردد و نتيجه دوري و بيگانگي از خدا، خواري و پستي است. امير مؤمنان(عليه السلام) در مناجات شعبانيه ميفرمايند:
اِلهى اِنْ کانَتِ الْخَطايا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَيْک، فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَکلى عَلَيْک، اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِک، فَقَدْ نَبَّهَنِى الْيَقينُ اِلى کرَمِ عَطْفِک؛[١] «خدايا، اگر خطاها مرا در برابر تو خوار ساخته و به سقوط کشانده است، با توکل نيکويي که به تو دارم از من درگذر، و اگر گناهان مرا از الطاف کريمانهات محروم داشته، يقين من به بخشش و عطوفت تو مرا تنبيه کرد و متذکر ساخت».
٣. مرگ دلها
کساني که دلشان اسير ماديات گشته و انديشه و فکرشان از محسوسات و عالم طبيعت فراتر نميرود، مرگ را منحصر در مرگ جسماني و مادي ميدانند. اما واقعيت اين است که انسان داراي دو نوع حيات و مرگ است، يکي حيات و مرگ جسماني، و ديگري حيات و مرگ روحاني. در قرآن کريم گاهي با واژه «ختم» و گاهي با واژه «طبع» و مانند آن از مرگ دل، حکايت شده است؛ نظير آيات:
١.خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَه وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ؛[٢] «خداوند بر دلهاي آنان و بر گوشهايشان مُهر نهاده و بر ديدگانشان پردهاي است و آنان را عذابي است بزرگ».
٢. أُولَـئِک الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِک هُمُ الْغَافِلُونَ؛[٣] «آنان کسانند که خدا بر دلها، گوش و ديدگانشان مهر نهاده است، و ايناناند بيخبران».
[١] مفاتيح الجنان، مناجات شعبانيه. [٢] بقره (٢)، ٧. [٣] نحل (١٦)، ١٠٨.