سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٢ - اميد به رحمت بي انتهاي الهي
حضرت در پايان اين مناجات ميفرمايند:
اِلهى نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحيدِک کيْفَ تُذِلُّها بِمَهانَه هِجْرانِک، وَضَميرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِک، کيْفَ تُحْرِقُهُ بِحَرارَه نيرانِک. اِلهى، اَجِرْنى مِنْ اَليمِ غَضَبِک وَعَظيمِ سَخَطِک، يا حَنَّانُ يا مَنَّانُ، يا رَحيمُ يا رَحْمنُ، يا جَبَّارُ يا قَهَّارُ، يا غَفَّارُ يا سَتَّارُ، نَجِّنى بِرَحْمَتِک مَنْ عَذابِ النَّارِ وَفَضيحَه الْعارِ، اِذَاامْتازَ الْأَخْيارُ مِنَ الْأَشْرارِ، وَحالَتِ الْأَحْوالُ وَهالَتِ الْأَهْوالُ، وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ وَبَعُدَ الْمُسيئُونَ، وَوُفّيَتْ کلُّ نَفْسٍ ما کسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ؛ «خدايا، چگونه کسي را که به توحيد خود عزيز و آبرومند ساختي به پستيِ دوري از خود خوار ميگرداني؟ و چگونه دلي را که در کمند عشق و محبت خود بربستي در آتش قهرت ميسوزاني؟ خدايا، مرا از غضب دردناک و عظمت خشم و سخطت پناه ده، اي پر محبت و رأفت، اي احسان کننده به بندگان، اي بخشنده، اي مهربان، اي جبران کننده کمبودها، اي قهر کننده، اي آمرزنده گناهان، اي پردهپوش عيبها، به پاس رحمت بيانتهايت مرا از عذاب آتش نجات بخش، و از رسوايي و ننگ محفوظ بدار، در روزي که نيکان از بدان جدا ميشوند و حالتها دگرگون ميگردند و ترسها آشکار ميگردند و نيکوکاران به قرب تو نايل ميگردند و بدکاران از آن دور ميشوند و هرکس به آنچه به دست آورده است ميرسد و به هيچکسي ستمي نخواهد شد».