سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢ - ب) مناجات خداوند با غيرانبيا
دراينبين، حضرت موسي بن عمران(عليه السلام) که به صفت کليمالله و همسخن خدا اختصاص يافته کراراً مخاطب نجواهاي الاهي بوده است. آن حضرت که فراوان براي عبادت خدا به کوه طور ميرفت و روزهاي متوالي و گاهي چهل روز در آنجا به عبادت و گفتوگوي با خدا ميپرداخت، بهره فراواني از مناجات الاهي داشت که برخي از آنها در احاديث قدسي مربوط به آن حضرت گرد آمدهاند، و در قرآن نيز خداوند درباره توقف چهل روزه آن حضرت در کوه طور جهت عبادت و مناجات متقابل بين او و خداوند، ميفرمايد: وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَه وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَه؛[١] «و با موسي سي شب وعده نهاديم و آن را به ده شب ديگر کامل کرديم، پس هنگام وعده پروردگارش به چهل شب تمام شد».
ب) مناجات خداوند با غيرانبيا
اما گفتوگوي خداوند با غيرانبيا را به دو صورت ميتوان تصوير کرد: صورت اول که با مسامحه مناجات خدا با انسان در آن فرض ميشود، گفتوگوي خدا با همه انسانهاست، با اين توضيح که خداوند به همه انسانها عقل داده و عقل، حقايقي را درک ميکند و انسان را به برخي از خوبيها و بديها هدايت ميکند و بر اساس درکي که دارد، احکامي را متوجه انسان ميکند. انسان را به کارهايي فرمان ميدهد و از کارهايي باز ميدارد و درواقع خداوند بهوسيله عقل با انسان سخن ميگويد و تشخيص و دريافتهاي فطري عقل، راهنماييهاي الاهي است که از طريق عقل در اختيار انسان قرار ميگيرد. اين نحو گفتوگوي الاهي براي همه عقلا حاصل است و اختصاص به افراد خاصي ندارد. اما صورت دوم که از روايات استفاده ميشود، مناجات و گفتوگوي خداوند با بندگان خاص و نمونه است که به جهت شايستگيها و
[١] اعراف (٧)، ١٤٢.