سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣٦ - آثار و نشانه هاي دوستي خدا
احتمال ميرود در کتابت جمله انا وحقي لک محب تصحيف و اشتباه رخ داده باشد و جمله در اصل چنين باشد: « اَنَا وَحَقّک عَلَيَّ لَکَ مُحِبٌّ » که در اين صورت معناي آن جمله چنين خواهد بود: «به آن حقي که تو بر من داري تو را دوست دارم». اين تعبير نسبت به تعبير اول از لطافت بيشتري برخوردار است و بنابر آن خداوند براي مردم حقي قائل شده و به آن حق سوگند ياد ميکند. چه اينکه در برخي از آيات قرآن نيز به حق مؤمنان بر خداوند تصريح شده است: وَکانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ؛[١] «نصرت و ياري مؤمنان حقي است بر عهده ما».
آثار و نشانههاي دوستي خدا
ادعاي دوستي خداوند آسان است، اما به واقع برخورداري از محبت خالصانه خداوند که باعث ميگردد انسان درهرحال خواست خداوند را بر خواست دل و خواست غيرخدا ترجيح دهد، دشوار است. در برخي از روايات به آثار اين مرتبه از محبت الاهي اشاره شده است؛ از جمله در حديث قدسي آمده است که خداوند خطاب به حضرت موسي(عليه السلام) فرمود:
يا ابن عمرانَ، کذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي فَإِذَا جَنَّهُ اللَّيْلُ نَامَ عَنِّي، أَ لَيْسَ کلُّ مُحِبٍّ يُحِبُّ خَلْوَه حَبِيبِهِ؟ هَا أَنَا ذَا يَا ابْنَ عِمْرَانَ مُطَّلِعٌ عَلَى أَحِبَّائِي، إِذَا جَنَّهُمُ اللَّيْلُ حَوَّلْتُ أَبْصَارَهُمْ مِنْ قُلُوبِهِمْ وَمَثَّلْتُ عُقُوبَتِي بَيْنَ أَعْيُنِهِمْ، يُخَاطِبُوني عَنِ الْمُشَاهَدَه، وَيُکلِّمُوني عَنِ الْحُضُورِ. يَا ابْنَ عِمْرَانَ، هَبْ لِي مِنْ قَلْبِک الْخُشُوعَ، وَمِنْ بَدَنِک الْخُضُوعَ، وَمِنْ عَيْنَيْک الدُّمُوعَ، فِي ظُلَمِ اللَّيْلِ، وَادْعُنِي فَإِنَّک تَجِدُنِي قَرِيباً مُجِيباً؛[٢] «دروغ گويد کسي که گمان برد مرا دوست دارد و چون شب فرا رسد بخوابد و مرا
[١] روم(٣٠)، ٤٧. [٢] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج١٣، باب١١، ص٣٢٩ـ٣٣٠، ح٧.