سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٢ - شدت زيان هاي اخروي گناهان
در عرصه قيامت که جايگاه پذيرايي و اکرام الاهي است و در آن انبيا، اولياي خدا و شهدا با چهرههاي زيبا و نوراني و لباسهاي فاخر که عطر وجودشان بهشتيان را سرمست ميسازد و آنان مسرور و شادمان از مشاهده جلوههاي رحماني هستند، به تعبير قرآن: وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَه * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَه؛[١]«در آن روز چهرههايي شاداباند و به پروردگار خود مينگرند»، چگونه انسان گنهکار با قيافهاي زشت و چروکيده و بدني متعفن که بوي بدش همه را ميآزارد، وارد عرصه قيامت ميگردد؟ پس با چه منطقي توبه از گناهان خويش را به تأخير مياندازيم و به معالجه نفس خويش و پاک ساختن آن از گناهان که چون سم مهلکي براي جان ماست نميپردازيم؟ چرا به اين حقيقت توجّه نميکنيم که توبه علاوه بر اينکه دل ما را از گناهان پاک ميکند خود عمل صالحي است که به دلها طهارت و نور ميبخشد و نامه عمل و دل سياه ما را نوراني و درخشان ميگرداند؟ چگونه است که با غفلت و نابخردي بر انجام گناه اصرار ميورزيم و با اينکه بر فوايد توبه واقفيم تصميم و اراده جدي بر توبه نداريم و گاهي به گفتن استغفرالله و ريختن چند قطره اشک اکتفا ميکنيم و همچنان به انجام گناه ادامه ميدهيم، درحاليکه بيترديد اصرار بر گناه و افزودن بر تيرگيهاي دل خود عقوبتي بزرگ است که خداوند غفلتزدگان و کساني که آيات الاهي را انکار ميکنند بدان گرفتار ميسازد و ميفرمايد: کلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کانُوا يَکسِبُونَ؛[٢] «نه چنان است که [ميگويند: آيات الاهي افسانههاي پيشينيان است] بلکه آنچه ميکردند [گناهانشان] بر دلهايشان چيره شده و آنها را پوشانده [و زنگار بسته] است».
چنانکه صفحه آيينه با زنگار، تيره ميگردد و شفافيت خود را از دست ميدهد، دل انسان نيز با گناه زنگار ميگيرد و سياه ميگردد و وقتي دل انسان تاريک گرديد، اسير
[١] قيامت (٧٥)، ٢٢ـ٢٣. [٢] مطففين (٨٣)، ١٤.