سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - بازشناسي نفس امّاره
داشتهاند. اما برخي از اميال و غرايز، نظير غريزه جنسي که باعث بقاي نسل است، در مراحل بعدي زندگي در انسان پديد ميآيند. يک سلسله از اميال که مربوط به کمالات و جنبههاي عقلاني و انساني وجود انسان هستند، گرچه مايه اوليه آنها در انسان وجود دارد، اما آنها بهتدريج و با تکامل انسان شکوفا و فعال ميگردند. اين بخش از اميال، عاليترين و برترين اميال انساني بهحساب ميآيند و برجستهترين آنها در مؤمنان و اولياي خدا و بهتناسب کمال آنها شکوفا ميگردد. اما ساير اميال که مربوط به جنبههاي حيواني انسان هستند و در اصطلاح اميال حيواني و پست ناميده ميشوند، فروتر بهحساب ميآيند. و نکته اين نامگذاري آن است که بُعد انساني و کمالات انساني «اصيل» و بُعد حيواني وجود انسان و کمالات مربوط به آن «غير اصيل» بهحساب ميآيد.
بر اساس آنچه گفته شد، بر اثر عوامل طبيعي، نيازها و حالاتي چون گرسنگي، تشنگي، خستگي، خشم و شادي در انسان برانگيخته ميشوند. اين حالات و اميالي که به تبع آنها در انسان پديد ميآيند، بهخوديخود، ضد ارزش بهحساب نميآيند و با ارزشهاي اخلاقي منافات ندارند. غريزه گرسنگي، ميل به خوردن و رفع گرسنگي را در انسان برميانگيزاند، اما ما را به خوردن غذاي حلال و يا حرام فرا نميخواند و ما را به گناه وانميدارد. پس اين غريزه و ساير غرايزي که بر اثر عوامل طبيعي برانگيخته ميشوند «شرّ» نيستند؛ چه اينکه گاهي ارضاي غرايز، مستحب و واجب نيز ميگردند. شر و صفت ضد ارزشي وقتي به اين ميلها نسبت داده ميشود که آنها با يکديگر تعارض و تزاحم پيدا کنند و انسان در ارضاء برخي از اين اميال زيادهروي کند و خود را از خواستهها و اميال ديگري که تأمين آنها نيز لازم است محروم سازد. نظير کودکي که با برانگيخته شدن غريزه و ميل به بازي کردن، آنقدر به بازي سرگرم ميشود و علاقه نشان ميدهد که از تأمين غريزه خوردن و آشاميدن باز ميماند، يا جوان و نوجواني بر اثر توجه بيش از حد به امور حيواني، از درس خواندن باز ميماند و ميل