سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٩ - حالات فطري انسان و راهکار اعمال صحيح آنها
وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَه فَلاَ تَکفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ...؛[١] «و [يهود] از آنچه شياطين [جن] در عصر سليمان بر مردم ميخواندند پيروي کردند. سليمان هرگز [دست به سحر نيالود و] کافر نشد، ولي شياطين کفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند؛ و [نيز يهود] از آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل فرود آمده [پيروي کردند] و اين دو هيچکس را نميآموختند مگر اينکه ميگفتند: ما آزمونيم، پس کافر مشو و آنها از آن دو چيزي ميآموختند که با آن ميان مرد و همسرش جدايي افکنند و اينها با آن بياذن خدا به هيچکس نميتوانستند گزندي برسانند».
افراد از نظر اعتقاد و پايبندي به توحيد و باورداشت تأثير اراده الاهي در کارها متفاوتاند و برخي هيچ نقشي براي خدا در کارها قايل نيستند و برخي سهم خداوند را ده درصد و برخي بيشتر ميدانند. اما موحد کامل همه کارها را ناشي از اراده خدا ميداند و ازاينجهتْ خوف و اميد او به خوف از خدا و اميد به او منتهي ميشود. او چون ميداند که سررشته کارها در دست خداست به او اميد دارد و نيز چون ميداند همه اسباب و عوامل زيان و بلاآفرين تحت اراده الاهي هستند تنها از خداوند ميترسد.
ضرورت رعايت اعتدال در ترس و اميد
روشن شد که خوف و رجا نقشي اساسي در زندگي انسان دارند، منتها آن دو حالت در حدّي خاص و موارد خاصي مطلوب و لازم هستند و چنان نيست که هر خوف و اميدي و در هر جايي مطلوب باشد. ازاينروي حکما و نيز علماي اخلاق، در کتابهاي
[١] بقره (٢)، ١٠٢.