سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١١ - مراتب تقرب به خداوند
توقعات و انتظارات خود نساختهاند، بلکه حتي اگر از سوي فرزندشان بر آنان شرر و بلا ببارد، از آن محبت کاسته نميشود و بيمهريهاي فرزند را با مهر و عاطفه مادرانه پاسخ ميگويند. آنان که طعم محبت بيشائبه مادر به فرزند را چشيدهاند، بهتر ميتوانند عظمت محبت اولياي خـدا به معبود را ـ که در اين مناجات خداجـويان و خداخواهان لقب گرفتهاندـ بشناسند. محبتي که در پرتـو آن، همه راههـايي که به غير معبـود منتهـي ميشود به روي خود بستهاند و تنها راه وصول به معبود را به روي خويش گشوده داشتهاند و از معبود و محبوب خويش ميخواهند که دستشان را بگيرد و از کوتاهترين و کمخطرترين راه آنان را به فيض لقاي خويش نايل سازد.
اَسْئَلُک اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ اَوْفَرِهِمْ مِنْک حَظّاً، وَاَعْلاهُمْ عِنْدَک مَنْزِلاً، وَاَجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّک قِسْماً، وَاَفْضَلِهِمْ فى مَعْرِفَتِک نَصيباً، فَقَدِ انْقَطَعَتْ اِلَيْک هِمَّتى، وَانْصَرَفَتْ نَحْوَک رَغْبَتى، فَاَنْتَ لا غَيْرُک مُرادى، وَلَک لا لِسِواک سَهَرى وَسُهارى، وَلِقآؤُک قُرَّه عَيْنى، وَوَصْلُک مُنى نَفْسى، وَاِلَيْک شَوْقى، وَفى مَحَبَّتِک وَلَهى، وَاِلى هَواک صَبابَتى، وَرِضاک بُغْيَتى، وَ رُؤْيَتُک حاجَتى، وَجِوارُک طَلَبى، وَقُرْبُک غايَه سُؤْلى، وَفى مُناجاتِک رَوْحى وَراحَتى، وَعِنْدَک دَوآءُ عِلَّتى، وَشِفآءُ غُلَّتى، وَبَرْدُ لَوْعَتى، وَکشْفُ کرْبَتى، فَکنْ اَنيسى فى وَحْشَتى، وَمُقيلُ عَثْرَتى، وَغافِرَ زَلَّتى، وَقابِلُ تَوْبَتى، وَمُجيبُ دَعْوَتى، وَوَلِىُّ عِصْمَتى وَمُغْنِىَ فاقَتى، وَلا تَقْطَعْنى عَنْک، وَلا تُبْعِدْنى مِنْک، يا نَعيمى وَجَنَّتى، وَيا دُنْياىَ وَآخِرَتى يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ؛ «از تو اي معبودم درخواست ميکنم که از بين آنان بهره فراوانتري از فضل خود نصيبم کني، و منزلتم را نزد خود بالاتر از آنان قرار دهي، و سهم مرا از دوستي و محبت خودت بزرگتر و نصيبم را از معرفت به خودت افزونتر گرداني، که اي خداي بزرگ، توجّه من از غير تو منقطع و به تو معطوف گشته است و دلم تنها مشتاق توست. تنها