سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٦ - حالات فطري و طبيعي قلب در قرآن
اول اذانْ يخ حوض مدرسه را ميشکست و تا نزديک طلوع آفتاب وضوي او به طول ميانجاميد و به زحمت نمازش را ادا ميخواند. برخي افراد نيز گرفتار وسواس فکري هستند و چنانکه اشاره کرديم، در برابر برهان و دليل قطعي هم تسليم نميگردند و همواره در حالت ترديد و شک به سر ميبرند. شايد در آغاز به حقايق و معارف اصيل اعتراف و يقين داشته باشند، اما بهتدريج تحت تأثير القائات و وسوسههاي شيطاني به جايي ميرسند که هيچ امري را يقيني و قطعي و ثابت نميدانند. اين حالت تزلزل و تشکيک در امور يقيني و قطعي حالتي غيرطبيعي و ناشي از خروج از مدار فطرت و بهتعبيرديگر خروج از انسانيت است. امير مؤمنان(عليه السلام) درباره اين گروه که از مدار انسانيت خارج گشتهاند ميفرمايند: فَالصُّورَه صُورَه إِنْسَانٍ وَالْقَلْبُ قَلْبُ حَيَوَانٍ لا يَعْرِفُ بَابَ الْهُدَى فَيَتَّبِعَهُ وَلا بَابَ الْعَمَى فَيَصُدَّ عَنْهُ وَذَلِک مَيِّتُ الْأَحْيَاءِ؛[١] «پس چنين کسي سيماي انساني ولي دلي حيواني دارد، نه راه هدايت را شناسد که در آن گام نهد و نه درِ گمراهي را داند که آن را بربندد. پس او مردهاي است در بين زندگان».
خشکچشمي
در ادامه مناجات، حضرت از چشمي که از خوف خدا گريان نميگردد شکايت دارند و ميفرمايند: وعيناً عَنِ البکاءِ مِنْ خوفِک جامده، واِلي ما يَسُرُّها طامحه؛ «خدايا، به تو شکايت ميکنم از چشمي که از خوف تو اشک نميبارد و به آنچه شادش کند خيره ميشود».
وقتي انسان به قساوت دل مبتلا شد آثارش در بدن و بهخصوص در چشم ظاهر ميگردد و به ديگر سخن، خشکي چشم و عدم گريه از خوف خدا اثر و نشانه قساوت دل است. دلي که جولانگاه شيطان گردد و هواهاي نفساني آن را احاطه کنند،
[١] نهج البلاغه، خطبه ٨٧.