سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٤ - حالات فطري و طبيعي قلب در قرآن
است، حالت ترس و خوف است. ما در جاي خود گفتهايم که وجود همه حالات انسان و از جمله ترس در جاي خود مطلوب و داراي اثر مثبت است. گرچه بعضي از روانشناسان بهطور مطلق ترس را نکوهش ميکنند و حالاتي چون ترس، حيا و خجلت را بد و نشانه ضعف قلمداد ميکنند، اما از ديدگاه اسلام همه حالات انسان، از جمله ترس، حيا و خجلت، اگر بجا مصرف شوند مطلوب ميباشند و ترس از خطرهاي جدي و از جمله ترس از خدا که به معناي ترس از عقوبت گناهان است مطلوب و لازم است و ازاينروي خداوند ترس از خويش را از ويژگيها و حالات ثابت مؤمنان به خويش برميشمارد و ميفرمايد: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُکرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَکلُونَ؛[١] «جز اين نيست که مؤمنان کسانياند که چون خدا ياد شود دلهايشان ترسان گردد [از عقوبت و يا عظمت او] و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توکل کنند».
در برابر دو حالت مزبور، قساوت و سختدلي قرار دارد که وقتي بر دل انسان سيطره يابد انسان از خدا نميترسد و از گناه، قيامت و عذابهاي اخروي بيمي به خود راه نميدهد و وقتي آيات عذاب الاهي براي او تلاوت ميشود هرچند آنها را انکار نميکند، اما به جهت قساوت قلبْ انفعال و تغييري در او پديد نمييابد و دل او چونان سنگ سخت و انعطافناپذير است. چنانکه قرآن درباره بنياسرائيل ميفرمايد:
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکم مِّن بَعْدِ ذَلِک فَهِيَ کالْحِجَارَه أَوْ أَشَدُّ قَسْوَه وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَه لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَه اللّهِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛[٢] «پس از آن دلهايتان سخت شد همچون سنگ يا سختتر و همانا از برخي سنگها جويها
[١] انفال (٨)، ٢. [٢] بقره (٢)، ٧٤.