سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٦ - ضرورت استفاده از عمر براي سراي جاودانه آخرت
بهشتي قرار نميگرفت، چون اساساً زندگي دنيا با زندگي آخرت قابل مقايسه نيست. آنگاه تصور کنيم کساني که چشم به عاليترين مقامات بهشت دارند و درصدد آن هستند که با اعمال و رفتار خود در دنيا، شايستگي دستيابي به آن مقام را پيدا کنند چه حالي بايد داشته باشند و تا چه حد بايد افکارشان متمرکز و خالص براي خدا گردد؟ ما با اين افکار مغشوش و پريشان که حتي در حال مناجات و دعا هم نميتوانيم فکرمان را از غيرخدا منصرف و تنها متوجه خدا گردانيم شايستگي برخورداري از نازلترين مقامات بهشتي را نداريم، چه رسد به عاليترين و والاترين مقامات بهشتي که ويژه اولياي خاص خدا، نظير امير مؤمنان(عليه السلام) است که همه افکار، حرکات و رفتارشان براي خداست و توجهاتشان در عاليترين سطح متمرکز و خالص براي خداست و با وجود معرفت متعالي آنان به مقام پروردگار، ممکن نيست هيچ چيز خللي در توجه آنان به خدا ايجاد کند.
شکوه عبوديت و بندگي امير مؤمنان(عليه السلام) به درگاه حقپس از صلح امام حسن(عليه السلام) با معاويه که حکومت يکپارچه در اختيار معاويه و بنياميه قرار گرفت، شيعيان مجبور بودند براي امور قضايي و مشکلاتي که دستگاه حکومت و کارگزاران معاويه براي آنان فراهم ميآوردند به دربار معاويه مراجعه کنند. معاويه نيز از فرصت استفاده ميکرد و در مجالس رسمي و در حضور اشراف و بزرگان به تحقير شيعيان ميپرداخت و به پيروان علي(عليه السلام) ميگفت که پس از سالها جنگيدن در رکاب علي(عليه السلام) چه به دست آورديد؟ اکنون بنگريد که حکومت و قدرت در دست ماست و شما ناچاريد به ما مراجعه کنيد و از ما بخواهيد که به مشکلاتتان رسيدگي کنيم. در اين مجالس گاهي معاويه از پيروان علي
(عليه السلام) ميخواست که درباره حضرت سخن گويند تا بدينوسيله داغ آنها را تازه کند و به نوعي آنان را تحقير نمايد. از جمله روزي ضراربن ضمره ليثي براي شکايت از کارگزاران معاويه نزد او رفت. معاويه از او