سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٤ - زبان استرحام و توبه به درگاه خداوند
ذات و صفات الاهي هستيم و مفاهيمي که در آن ارتباط به کار ميبريم ساخته و پرداخته ذِهن محدود و ناقصمان است و نميتواند حقيقت ذات و صفات الاهي را به ما بنماياند، ميفرمايد:
کلَّ ما مَيَّزْتُمُوهُ بِأوْهامِکمْ في أدَقِّ معانيهِ مخلوقٌ مصنوعٌ مِثْلُکمْ مَردودٌ إلَيْکم. ولَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغارَ تَتَوَهَّمُ أنّ للهِ تَعالى زبانِيَتَيْنِ، فإنِّ ذلِک کمالُها وَيَتَوَهَّمُ أنّ عَدَمَها نُقصانٌ لِمَن لا يَتَّصِفُ بهما، وهذا حالُ العُقَلاءِ فيما يَصِفونَ اللهَ تعالى به؛[١] «آنچه را [از ذات و صفات الاهي] که با افکار خود و با دقيقترين معاني آن دريافت کرده و شناختهايد مخلوق و ساختهاي چون خود شماست که به شما بازگشت داده ميشود. شايد مورچه کوچک نيز توهم کند خداوند نيز دو شاخک دارد، چون داشتن شاخک را کمال خود ميداند و نداشتن آن را براي کسي که فاقد آنهاست نقص ميشمرد. انسانها و عقلا نيز درباره آنچه خداوند را بدان توصيف ميکنند، چنين ميباشند».
ما وقتي کسي را بنگريم که سخت مستأصل و درمانده گشته است و نيازمند دستگيري و ياري ماست، دلمان به حالش ميسوزد و از روي ترحم و دلسوزي به او کمک ميکنيم، آنگاه ما ميکوشيم که همين رابطه عاطفي را پس از تجريد از نقايص و محدوديتها، به خداوند نيز نسبت دهيم و ميگوييم: خداوند به بندگانش رحم ميکند. از آن طرف، اگر کسي در قبال احسان و خدمتي که به او کردهايم، در حق ما دشمني کند، بر او غضب ميکنيم. آنگاه با درک اين رابطه و حالت عاطفيِ خشم و غضب، ميگوييم که اگر کسي در قبال نعمتهاي الاهي به مخالفت با خداوند برخيزد، خداوند بر او غضب ميکند. اين تعابير در قرآن نيز به کار رفته است، نظير آيه أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ
[١] مجلسي، بحار الانوار، ج٦٩، باب٣٧، ص٢٩٢، ح٢٣.