سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - موانع توبه
بايد درصدد علاج اين آفت برآييم.[١] چه در ارتباط با توبه و چه کارهاي ديگر نظير درس خواندن، با اينکه ما به اهميت اين امور واقفيم، اما گاهي انجام آنها را به تأخير مياندازيم و وسوسههاي شيطاني باعث ميگردد که ما از فرصت عمر استفاده بهينه نبريم و بهخصوص در امر توبه کوتاهي داشته باشيم. تا جوانيم، به اين بهانه که بايد از لذتهاي دوران جواني استفاده برد، به گناه دست مييازيم و به خود وعده ميدهيم که در دوران پيري توبه خواهيم کرد. گاهي بر اثر غرق گشتن در منجلاب گناه و لذتهاي دنيوي، حال و نشاط براي توبه از ما گرفته ميشود و حتي سخن از توبه و دست کشيدن از لذتها و شهوات خوشايند انسان نيست. در اين صورت بايد ديد چه چيز مانع توبه و غفلت از آن شده است. ميتوان مجموعه عوامل رهزن طريق درستکاري و خودسازي و به تعبير ديگر موانع توبه را در دو عامل کلي گنجاند:
١. هواي نفس که مانع تعالي و پيشرفت و مانع صعود به قلههاي بزرگ معنويت است، چنانکه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمودند: اَعْدَي عَدُوّکَ نَفْسُکَ الَّتي بَيْنَ جَنْبَيْکَ؛[٢] «سرسختترين دشمنان تو نفس توست که در درون خودت است».
کساني که در غرقاب گناه غوطهورند و به مکافات رفتار زشت خود و حساب و
[١] مرحوم فيض کاشاني درباره علاج تسويف ميگويد: علاج تسويف انديشه در اين است که بيشترين ناله اهل جهنم ناشي از تسويف و به تأخير افکندن توبه در دنياست، چون تسويفکننده و کسي که کارش را به آينده حواله ميدهد، به آيندهاي اميد بسته که ممکن است آن را درک نکند و اگر او باقي بماند و فردا را درک کند، چنانکه امروز عزمي بر ترک گناه نداشت، فردا نيز چنين عزمي نخواهد داشت. آيا عجز و ناتواني او بر ترک گناه به جهت تسلط شهوت بر او نيست که اين شهوت فردا نيز او را رها نميکند، بلکه با تکرار و عادت به گناه قويتر و راسختر ميگردد؟ [و در نتيجه مبارزه با آن دشوارتر ميشود]... مثل تسويف کننده مثل کسي است که ناچار است درختي را از زمين برکند، اما چون آن را آنسان قوي مييابد که تنها با زحمت فراوان از زمين خارج ميگردد، پيش خود ميگويد سالي ديگر اين درخت را از زمين خارج خواهم ساخت؛ درحاليکه نيک ميداند که درخت هرچند باقي بماند راسختر و تنومندتر ميگردد و او هرچند بر عمرش افزوده گردد، ضعيفتر و ناتوانتر ميشود. پس حماقتي در دنيا بزرگتر و افزونتر از حماقت او نيست (فيض کاشاني، همان، ص١٠١). [٢] محمدباقر مجلسي، بحار الانوار، ج٧٠، باب٤٥، ص٦٤، ح١.