سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٦٢ - حرکت همه موجودات به سوي خدا
است که دچار جهل مرکب است و راه شقاوت را برگزيده و ميپندارد که در مسير سعادت قدم برميدارد. خداوند درباره چنين کساني ميفرمايد: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالأخْسَرِينَ أَعْمَالا * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاه الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا؛[١] «بگو آيا شما را به زيانکارترين [مردم] در کردار آگاه کنيم؟ آنهايند که کوشش آنان در زندگي اين جهان گم و تباه شده و خود ميپندارند که کار نيکو ميکنند».
پرواضح است که حيرتها، گمراهيها و کجرويها، عقوبت و کيفر اعمال ناپسندي است که انسان آگاهانه انجام ميدهد و خداوند به کسي ظلم نميکند و اين انسان است که به خود ظلم ميکند و با رفتار ناپسند خود زمينه خذلان و حرمان از سعادت خويش را فراهم ميآورد.
از فراز اول مناجات که بدان پرداختيم استفاده ميشود که هدف نهايي انسانْ وصولْ به خداوند متعال است و انسان بايد خواهان وصول به معبود باشد و مناجات مريدين ناظر به کساني است که خداجو هستند و اراده وصول به معبود را دارند. مطلب دوم اينکه راههاي گوناگوني براي وصول به خداوند وجود دارد و انسان بايد از خداوند بخواهد که نزديکترين و کمخطرترين راه را به او بنماياند.
حرکت همه موجودات بهسوي خدا
از آموزههاي قرآني و روايي استفاده ميشود که آنچه در اين عالم است در حال سير و حرکت هستند و مقصد و غايت حرکت آنها خداوند ميباشد. خداوند با تعابير گوناگوني به اين حقيقت اشاره دارد؛ از جمله ميفرمايد:
١. أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِيرُ الأمُورُ؛[٢] «آگاه باشيد که همه کارها به خدا باز ميگردد».
[١] کهف (١٨)، ١٠٣ـ١٠٤. [٢] شوري (٤٢)، ٥٣.