سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٥٢ - فضيلت بهره مندي از نجواي با معبود و توحيد خالص
تحقق مييابد و با اراده الاهي نابود و محو ميگردد. اين همان حقيقتي است که خداوند در قرآن از آن پرده برميدارد و ميفرمايد: إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ کنْ فَيَکونُ؛[١] «کار او چنين است که هرگاه چيزي را اراده کند، تنها به آن ميگويد: «موجود باش» آن نيز بيدرنگ موجود ميشود».
شأن خداوند متعال چنان است که وقتي اراده او به تحقق چيزي تعلق گيرد، آن چيز بيدرنگ موجود ميگردد و حتّي نياز لفظي که خدا به آن تلفظ کند نيست، وگرنه تسلسل لازم ميآيد؛ براي اينکه خود تلفظ هم چيزي است که بعد از اراده کردن، تلفظ ديگري ميخواهد، باز آن تلفظ هم چيزي از چيزهاست که محتاج اراده و تلفظ ديگري است. همچنين در اين ميان مخاطبي که داراي گوش باشد و خطاب را با دو گوش خود بشنود و از در امتثال موجود شود، در کار نيست؛ براي اينکه اگر مخاطب وجود داشته باشد، ديگر احتياج به ايجاد ندارد. پس کلام در آيه مورد بحثْ کلامي است تمثيلي. خداوند ميخواهد بفرمايد: افاضه وجود از ناحيه خدا به هرچيزي که موجود ميشود، بهجز ذات متعالي خدا به هيچچيز ديگر احتياج ندارد، و چون ذات خداوندي اراده کند هستي آن را، بدون تخلف و درنگ موجود ميشود».[٢]
پس حضرت در مناجات خود ميفرمايند که وجود ما تجسم اراده الاهي است و اگر او اراده نميکرد، ما هستي و وجودي نميداشتيم. همچنين زندگي ما براي خداست و آن چيزي که به عمر و زندگي انسان ارزش ميدهد، رضا و قرب الاهي است و ارزشمندي حيات ما در گرو آن است که قرب و رضاي الاهي را هدف و غايت خويش برگزينيم و در غير اين صورت، زندگي ما پوچ و بيارزش و آکنده از خسران و تباهي خواهد بود.
[١] يس (٣٦)، ٨٢. [٢] ر.ک: علامه طباطبايي، الميزان، ترجمه محمدباقر موسوي همداني، ج١٧، ص١٨٠ـ١٨١.