سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٢ - شيطان مونس غافلان از حق و کوردلان
شيطان را نابود ميسازد و آن وسوسه چون موجي کوتاه بر دل مؤمن ميگذرد و با ياد خدا از حرکت باز ميايستد. اما کوردلان و غافلان که فريب دام خوشظاهر شيطان را خوردهاند، دل را آوردگاه وسوسههاي پيدرپي شيطاني قرار دادهاند و روزنههاي نور و هدايت را به روي خويش بستهاند: وَمَن يَعْشُ عَن ذِکرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ؛[١] «و هرکه از ياد خداي رحمان روي برتابد [يا چشم بپوشد و بگردد] شيطاني براي او برانگيزيم که او را دمساز و همنشين باشد».
شيطان مونس غافلان از حق و کوردلان
بر اساس سنّت الاهي کساني که از ياد خداوند غافلاند و دل از ياد او تهي ساختهاند، شيطان مونس و همنشين آنان ميگردد و به تدبير فکر و ذهن آنان ميپردازد و آمال و آرزوهايشان را رقم ميزند و در نتيجه، حاصل و نتيجه رفتار و انديشههاي آنان ظلمت و انحطاط خواهد بود. اين ازآنروست که دل نميتواند خالي از يار و مونس باشد و اگر انسان لياقت انس با معبود را از دست داد، شيطان قرين او ميشود تا پيوسته بر ظلمت دل او بيفزايد و او کوردلانه در منجلاب تباهي و گناه دستوپا زند. «طائف» به معناي طوافکننده و گردشکننده است و در ادبيات عرب به «دورهگرد» طائف گفته ميشود. خداوند ميفرمايد که شيطان اطراف دل افراد باتقوا که دل را با ذکر و ياد خدا روشن ساختهاند ميگردد تا روزنهاي براي نفوذ بيابد. اما او پس از تلاش بسيار، تنها موفق ميشود که تماسي اندک با دل مؤمن باتقوا برقرار کند و آن را در معرض القائات و وسوسههاي خويش قرار دهد. اما ايمان راسخ و توجه هميشگي به خدا مؤمن را از آن غفلت کوتاه نجات ميبخشد و سطح هوشياري او را تا حدّي افزايش ميدهد که زمينهاي براي رسوخ وسوسه شيطان به دل وي باقي نماند.
[١] زخرف (٤٣)، ٣٦.