سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٧ - حقيقت خشيت از خداوند
کوچکي همراه با بيم در برابر عظمت و جلال ديگري که ممکن است با ترس از خطر و ضرر نيز همراه نباشد اطلاق ميگردد، اما در قرآن و روايات گاهي واژه خوف بهجاي خشيت به کار رفته و بالعکس، گاهي واژه خشيت بهجاي خوف به کار رفته است. به عنوان نمونه خداوند ميفرمايد: وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلاَئِکه مِنْ خِيفَتِهِ ...؛[١] «و رعد با ستايش او و فرشتگان از بيمش او را به پاکي ياد ميکنند».
روشن است که در آيه فوق «خيفته» که از مشتقات «خوف» است به معناي خشيت به کار رفته است، چه اينکه عذاب الاهي متوجه فرشتگان نميگردد تا آنان از آن ترس داشته باشند. به آنان، چون انسان و جن، تکليف اختياري متوجه نگرديده تا در صورت مخالفت کيفر شوند و طبيعت و فطرت وجودي آنها بر عبادت و ستايش خداست و ممکن نيست لحظهاي از آن تخلف و تخطي داشته باشند. پس ترس آنان ناشي از درک ابهت و عظمت و جلال خداوند است. البته در برخي از آيات، خشيت و خوف در همان معناي اصطلاحي و رايج در ادبيات ديني به کار رفتهاند؛ به عنوان نمونه خداوند ميفرمايد: لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَه اللَّهِ...؛[٢] «اگر اين قرآن را بر کوهي فرو ميفرستاديم هرآينه آن را از بيم خدا ترسان و شکافته ميديدي».
در اين آيه «خشيت» به معناي رايج خودش به کار رفته است، چه اينکه ترس از عذاب الاهي در مورد کوه صدق نميکند.
وقتي انسان در برابر شخصيت بزرگي قرار ميگيرد و تحت تأثير ابهت و عظمت او واقع ميشود، حالت خشيت، انفعال، خودباختگي و کوچکي در او پديد ميآيد. هرچند عظمت و شکوه کسي که انسان با او روبهرو ميگردد فزونتر باشد، آن حالت خشيت در انسان تشديد ميگردد. بهعنوان نمونه کسي که به محضر مراجع تقليد و مقام معظم
[١] رعد (١٣)، ١٣. [٢] حشر (٥٩)، ٢١.