سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٥ - اهميت ترس از خدا و عذاب هاي اخروي
غيرخدا نکوهيده است و ازاينروي اگر دشمنان ملتي را تهديد به برخورد نظامي و حتي حمله اتمي کردند، آن ملت نبايد بترسد و صحنه را خالي کند، بلکه بايد با توکل بر خدا در برابر دشمنان بايستد و به ياري و امدادهاي الاهي ايمان داشته باشد. اما ترس از خداوند فضيلت بزرگي است و انسان بايد از خداوند متعال که حاکم هستي است و همه مقدرات عالم به اذن و اراده او رقم ميخورند بترسد. او بايد از اينکه بر اساس نظام حکيمانه خداوند بر عالم، در صورت سرپيچي از دستورات خداوند، سرنوشت او به انحطاط و گرفتار آمدن به آتش جهنم منتهي گردد بترسد. زيانهاي دنيوي موقتي هستند و بالاخره به پايان ميرسند و آن زيانها حداکثر در طول زندگي دنيوي انسان را گرفتار خويش ميسازند، اما عذابهاي اخروي ابدي و جاودانهاند و انسان تبهکار را گريزي از آنها نيست. اينجاست که عقل به انسان حکم ميکند که فکرش را صرفاً معطوف به خطرات و زيانهاي موقتي دنيا نکند، و بيش از هرچيز به خطرات و زيانهاي ابدي آخرت بينديشد و درصدد نجات از آنها برآيد و هميشه ترس از گرفتار شدن به آنها را در دل خود زنده بدارد. البته انسان بايد در حالت ترس از خدا و عذابهاي الاهي جانب اعتدال را رعايت کند و ترس او چندان تشديد نگردد که به نااميدي از رحمت الاهي بينجامد و در نتيجه شدت آن ترس، راه توبه را به روي خويش مسدود ببيند و اميدي به مغفرت و آمرزش الاهي نداشته باشد.
عامل ترس از خدا و بلاها نقش محوري و اساسي در پذيرش دعوت انبيا و ايمان مردم به خدا داشته است و بدون عامل خوف و خشيت از خدا چندان زمينهاي براي پذيرش سخنان انبياي الاهي فراهم نبوده است؛ ازاينروي خداوند ميفرمايد:إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلاه ...؛[١] «[تو] تنها کساني را که از پروردگارشان در نهان ميترسند و نماز برپا ميدارند هشدار و بيم ميدهي».
[١] فاطر (٣٥)، ١٨.