سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٩ - آفت انحراف از حق و فرجام انحطاط
همچنين قرآن درباره بلعم باعورا که از علم و دانش فراوان و کرامات برخوردار بود ولي در نهايت دنبالهرو شيطان گرديد و به مخالفت با فرستاده خداوند پرداخت، ميفرمايد:
لأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکهُ يَلْهَث ذَّلِک مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ کذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَکرُونَ؛[١] «و بر آنان خبر آنکس [بعلم باعورا] را برخوان که آيتهاي خويش [برخي کرامات يا اجابت دعا] را به وي داديم و او از آنها بيرون رفت [به آنها وقعي ننهاد و آنها را ترک کرد و از دانش آنها تهي گشت] پس شيطان در پي او افتاد تا از گمراهان گشت؛ و اگـر ميخـواستيم هـرآينه او را بدانهـا [ـ آن آيتها ـ به جايگاهـي بلند] ميرسانديم، وليکن او به زمين [دنيا و مال و جاه آن] چسبيد و کام و خواهشِ دل خود را پيروي کرد. پس داستان او چون داستان سگ است، اگر بر او بتازي زبان از دهان بيرون آرد [از نفس نفسزدن به علت عطش يا رنج] يا واگذارياش باز زبان از دهان آويخته دارد. اين است داستان گروهي که آيات ما را دروغ انگاشتند؛ پس اين داستان را [بر آنان] بازگو، شايد بينديشند».
براي اينکه ايمان ما محفوظ بماند بايد بر يقين خود به متعلقات ايمان استوار بمانيم و اگر به بعضي از آنها يقين پيدا نکردهايم بکوشيم تا يقين پيدا کنيم و از شک و وسوسه بپرهيزيم و سرنوشت کساني چون بلعم باعورا را که پس از نيل به عاليترين مراتب انساني، بر اثر پيروي هواي نفس و خودخواهي به حضيض ذلت و خواري درافتادند افسانه نپنداريم و مايه عبرت براي خويش قرار دهيم.
[١] اعراف (٧)، ١٧٥ـ ١٧٦.