سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٧ - خودخواهي و بي بندوباري عامل سر برتافتن از حق
کرد، موظف است که حرام و حلال خدا را رعايت کند و بايد باور کند که هيچچيز و هيچ رفتاري بدون حساب و کتاب نيست. ازاينروي کسي که پايبند خواستههاي خويش است از اول ميگويد معادي در کار نيست، تا از اين طريق راه فسق و فجور و اِعمال بيحد و مرز شهوات و خواستههاي نفساني را براي خويش گشوده دارد. پس انکار معاد از سوي مشرکان و هوسآلودگان به جهت پيشداوريها، تمايلات نفساني و حجابهايي است که چراغ معرفت را بيفروغ ساخته است، نه آنکه معاد دليل و برهان ندارد. تحصيل باور، معرفت و يقين همواره تابع دليل و برهان نيست و در صورتي از رهگذر دليل و برهان يقين و باور حاصل ميگردد که انسان پيشداوري نکند و بدون قضاوت پيشين به استقبال دليل و برهان برود و حقيقتاً به دنبال دريافت حقيقت باشد، اما وقتي پيشداوريها و تمايلات نفساني سمتوسوي گزينشها و باورهاي انسان را تعيين کرد، انسان مايل نيست هرچيزي را هرچند دلايل فراوان و محکمي براي آن باشد بپذيرد. ازاينروي، دعوت انبياي الاهي را که با آن دلايل روشن و معجزات همراه گرديد نپذيرفتند. قرآن درباره سرکشي مشرکان در برابر پيامبر و مقاومت آنان در برابر حق ميفرمايد:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِک فِي شِيَعِ الأَوَّلِينَ * وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ کانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ * کذَلِک نَسْلُکهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ * لاَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّه الأَوَّلِينَ * وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا مِّنَ السَّمَاء فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ * لَقَالُواْ إِنَّمَا سُکرَتْ أَبْصَارُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَّسْحُورُونَ؛[١] «و بهراستي پيش از تو [فرستادگان خود را] به ميان گروههاي پيشين فرستاديم. و هيچ فرستادهاي برايشان نيامد مگر آنکه او را استهزا ميکردند. اينچنين آن [ذکر = قرآن] را در دلهاي بدکاران راه ميدهيم، [بااينحال] به آن ايمان
[١] حجر (١٥)، ١٠ـ١٥.