سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٢ - توجه به رحمت و مغفرت الاهي؛ تسکين بخش دل مؤمن
الْکريمِ اَنْ تُخَيِّبَنى؛ «خدايا، آيا باور کردني است که مرا پس از آنکه به تو ايمان آوردهام عذاب ميکني؟ يا مرا پس از آنکه تو را دوست داشتهام، از خويش دور ميسازي؟ يا با آنکه به رحمت و بخشايشت اميد دارم، محرومم ميسازي؟ يا با آنکه به عفو تو پناه آوردهام، مرا تسليم عذاب و عقاب ميکني؟ حاشا از ذات بزرگوار و کريم تو که نااميدم گرداني».
اين فراز حاکي از آن است که ترس از عذاب الاهي شديداً گوينده را متأثر و نگران ساخته و وي درصدد متعادل ساختن ترس خود از عذاب الاهي است. چه اينکه اگر ترس کاملاً بر دل انسان غالب شود و به افراط گرايد، باعث يأس از رحمت خدا ميشود، پس بايسته است که چون حالات ديگر، انسان حالت ترس را در خود متعادل و کنترل سازد و در کنار ترس از خدا و عذاب او، به رحمت و مغفرت الاهي نيز نظر داشته باشد که در اين صورت ترس از خدا همراه با اميد به رحمت او، باعث تحرک، پويايي، تصحيح رفتار و گام نهادن در مسير تعالي و خودسازي ميگردد. اين شيوه مناجات با خدا و اظهار ترس از عذاب الاهي در کنار چشمداشت به رحمت و مغفرت الاهي در ساير دعاها و مناجاتها نيز مشاهده ميشود؛ بهعنوان نمونه امام سجاد(عليه السلام)در دعاي ابوحمزه ثمالي، بهرهمندي از مهر و رحمت الاهي در مقام مناجات با او را مايه تسکين دل از خوف خدا ميداند و ميفرمايد: يا مَوْلاىَ بِذِکرِک عاشَ قَلْبى، وَبِمُناجاتِک بَرَّدْتُ اَ لَمَ الْخَوْفِ عَنّى؛[١] «مولاي من، با ياد تو دلم حيات و طراوت يافته و با مناجات تو درد ترس [از عذاب و فراق تو] را تسکين و کاهش دادم».
وقتي ترس در وجود انسان شعلهور ميگردد، انسان فطرتاً ميکوشد که آن را تسکين بخشد و در نتيجه، سراغ کسي ميرود که آن ترس را در درون او ايجاد کرده و ميکوشد که با سخنان خود او را بر سر مهر آورد. فرض کنيد فرزندي نسبت به پدر
[١] مفاتيح الجنان، دعاي ابوحمزه ثمالي.