سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٢ - تفاوت مراتب شکرگزاري بندگان از خداوند
از سوي ديگر، معرفت افراد درباره استناد امور به خداوند متفاوت است. برخي خداوند را علهالعلل و سرسلسله عوامل ميدانند و تأثير خداوند را در پيدايش و تحوّل پديدهها در همين حد ميشناسند و دسته دوم کساني هستند که فراتر از دسته اول، در کنار عوامل و اسباب، براي خداوند نيز نقش قائل هستند و بهتعبيرديگر، خداوند را به نوعي شريک با آن عوامل و دخيل در پيدايش امور و پديدهها ميدانند. مثلاً وقتي غذا ميخورند و سير ميگردند، سير شدن خود را به غذا نسبت ميدهند و ميگويند غذا ما را سير کرد و يا بهبودي از بيماري را ناشي از دارو ميدانند و نقش خداوند را در تأثير بخشيدن به غذا و دارو در سير گشتن و سلامتي انسان و جلوگيري از موانع تأثير آنها ميدانند. دسته سوم به حدي از معرفت دست يافتهاند که تأثير اصلي و استقلالي را براي خداوند قائل هستند و عوامل و اسباب را صرفاً بهعنوان ابزاري ميشناسند که خداوند بهوسيله آنها اراده و خواست خود را تحقق ميبخشد. نظير خطاطي که عامل اصلي در پيدايش خط است و قلم و کاغذ ابزار کار او بهحساب ميآيند و هيچگاه خط به آن قلم و کاغذ نسبت داده نميشود. فراتر از همه معرفتها، معرفت اولياي خداست که بهمرتبهاي از توحيد افعالي دست يافتهاند که خداوند را تنها مؤثر حقيقي در وجود ميدانند و توجهشان تنها معطوف به خداوند است و هيچ توجهي به اسباب و ابزار ندارند و نقشي مستقل براي آنها قائل نميباشند. با توجه به اين معرفت ناب توحيدي، حضرت ابراهيم(عليه السلام)، فرمود: وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ*وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ؛[١] «و آنکس که طعام ميدهد و سيرابم ميسازد، و چون بيمار شوم بهبودم بخشد».
طبيعي است به تناسب معرفت افراد به خداوند و نقشي که آنان براي خداوند در پيدايش امور و پديدهها قائل هستند، مرتبه شکرگزاري آنان نيز متفاوت ميگردد. کسي که بر آن است که با تلاش و پيگيري و زحمت خود پولي به دست آورده و البته معتقد
[١] شعراء (٢٦)، ٧٩ـ٨٠.