سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٨ - اطمينان نفس و آرامش دروني اساسي ترين نياز رواني
بدترين حالت براي انسان نااميدي، بهخصوص نااميدي از خداست که به دنبال آن انسان دچار حالت وانهادگي و افسردگي ميشود. در مقابل، حالت اميد بهخصوص اميد به خداوند باعث سرزندگي و نشاط ميگردد. وقتي انسان به خداوند اميد داشت و باور داشت که سروکارش با خداست و به قدرت و رحمت بينهايت او متصل است و هر گرفتاري و مشکلي براي او پيش آيد، خداوند ميتواند آن را برطرف سازد، غم و اندوه از دلش زدوده ميگردد و از هيچکس و هيچچيز جز خدا هراس نخواهد داشت؛ ازاينروي خداوند فرمود: أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ؛[١] «آگاه باشيد که بر دوستان خدا نه بيمي است و نه اندوهگين ميشوند».
ولايت، يعني ارتباط و وابستگي به خدا و پذيرش تدبير و حاکميت مطلق خداوند بر وجود خويش. اولياي خدا کساني هستند که با خداوند ارتباط و اتصال واقعي دارند و خود را کاملاً وابسته به خداوند ميدانند و به او اتکال دارند و ازاينروي از غيرخدا نميترسند، چون باور دارند که همه قدرتها در برابر قدرت لايزال الاهي حقير و کوچکاند. امام خميني(رحمهَ الله) در اوايل نهضت و در ارتباط با حوادث سهمگيني که رخ ميداد قسم ميخوردند که من نترسيدم و وقتي در سال ٤٢ ايشان را دستگير کردند و به تهران بردند، ميفرمودند که اندکي ترس و نگراني نداشتم، اما افسري که در ماشين کنار من نشسته بود، از ترس ميلرزيد! براي ما که بارها ترس را در زندگيمان تجربه کردهايم، آن صلابت و روحيه مستحکم و عدم ترس از حوادث و اتفاقاتي که امکان داشت براي ايشان رخ دهد شگفتانگيز و باور نکردني است که چطور کسي که در چنگ دشمن اسير گشته و احتمال ميدهد که مورد شکنجههاي سخت و طاقتفرسا قرار گيرد و حتي احتمال ميدهد که او را اعدام کنند، خم به ابرو نميآورد و هيچ ترس و نگراني از آنچه ممکن است رخ دهد ندارد؟ آن آرامش و اطمينان خاطر ناشي از
[١] يونس (١٠)،٦٢.