سجاده های سلوک - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٨ - مفهوم قرب به خدا
خداوند حضور دارد و نميتواند از ملک و سلطنت خدا فرار کند، پس به ناچار به خود خدا پناه ميآورد.
کراراً متذکر شدهايم که منشأ خوف و ترس ما از خدا گناهاني است که ما را مستحق عقاب ميگرداند. پس به واقع ما از عقاب و آتش جهنم ميترسيم و چون چنين عقوبتي به امر الاهي و اذن او تحقق مييابد و خداوند خالق جهنم و عذاب است از او ميترسيم. اما مؤمن بر اين باور است که نميتواند از عذاب الاهي و خواري گناه فرار کند و هرکجا برود سروکارش با خداست، ازاينروي از عذاب و قهر الاهي به رحمت الاهي پناه ميبرد. نظير بچهاي که در خانه شيطنت کرده و وقتي مادر ميخواهد او را تنبيه کند فرار ميکند و خود را پنهان ميسازد، اما پس از مدتي گرسنه و تشنه ميشود و به ناچار نزد مادر برميگردد. او غير از مادر کسي را ندارد که نوازشش کند و به او رسيدگي کند و ناچار است که تحت هر شرايطي به او پناه آورد. پس بنده عاصي که احساس گناه و پشيماني او را ميآزارد، به دامن مهر و رحمت الاهي پناه ميبرد و به جود و بخشش بيکران الاهي چشم ميدوزد و اميدوار است که از بهترين نعمتها و مواهب الاهي بهرهمند گردد و از رسيدگي و دستگيري خالق مهربان خود برخوردار شود.
اِلهى ما بَدَاْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِک فَتَمِّمْهُ، وَما وَهَبْتَ لى مِنْ کرَمِک فَلا تَسْلُبْهُ، وَما سَتَرْتَهُ عَلَىَّ بِحِلْمِک فَلا تَهْتِکهُ، وَما عَلِمْتَهُ مِنْ قَبيحِ فِعْلى فَاغْفِرْهُ؛ «خدايا، آن نعمتهايي که از فضل و کرمت از آغاز (و بدون درخواست و سؤال) به من عنايت کردي به کمال و انجام برسان و آنچه از کرمت به من بخشيدي باز مستان و گناهاني که بهواسطه حلمت از من پوشاندي آشکار مساز و از کردار زشتم که از آن آگاهي درگذر».